Encoding; Unicode UTF-8
هر روز خبر تعطيلی كارخانه يا ورشكستگی تاجری را می شنويم
2009.02.22 09:36:04
---------------------------------------------------------------------------
سایت حکومتی صدای عدالت: مير حسين موسوي
نخست وزير دوران دفاع مقدس در نشستي صميمي
با حضور جمعي از دستاندركاران مطبوعاتي
دهه نخست انقلاب گفت: الآن تعجبي ندارد كه
ما گلابي چيني و انگور آفريقاي جنوبي
بخوريم و با خودروهاي چند صد ميليوني در
خيابانها مانور بدهيم و هر روز خبر توقف
و تعطيلي اين كارخانه يا ورشكستگي آن و يا
اين تاجر را بشنويم. ميبينيد كه
مجموعهاي از اقدامات و سياستهاي
هماهنگ ميتواند مشكل بخش خصوصي را حل كند
و آن را توسعه بدهد و در اين زمينه قطعاً
بايد از بخش خصوصي و نيروهاي آكادميك بهره
گرفت.
مشروح اين گفتوگو كه تبيينكننده
راهبردهايي براي دهه چهارم انقلاب اسلامي
است، در پي ميآيد...
- چه رويكردي را بايد در پيش گرفت تا
بيشترين بهره را از جهاني شدن بدست آوريم و
كمترين آسيب به ما وارد شود؟
* امروز درسطح جهان مبارزات ايدئو لوژيك و
سياسي زيادي بر سر مفهوم و آينده جهاني شدن
وجود دارد. دليل عمده اين بحث ها نقش
كانوني آمريكا در اقتصاد سياسي بين المللي
است. به همين بحران اخير اقتصادي آمريكا
نگاه كنيد خواهيد ديد چقدر با سرعت اثر خود
را بر همه جهان از جمله كشورمان گذاشته
است. جهان هنوز تظاهرات خشونت آميز دهها
هزار نفر در سال 1999 را در سياتل آمريكا كه
به جلسه وزراي سازمان جهاني تجارت اعتراض
ميكردند از ياد نبرده است. بنظر بنده ضمن
آنكه جهاني شدن يك فر آيند اجتناب ناپذير
است ولي با تمهيدات كشورهاي در حال توسعه
ميتوان جلوي پروژه هژمونيك جهاني شدن
ليبرال را گرفت. بايد ما متوجه مخاطره
آمريكايي شدن بجاي جهاني شدن باشيم. ايران
بعد از انقلاب فرصتي بدست آورده كه نقش مهم
و تعيين كننده تاريخي خود را در منطقه و
جهان بدست آورد. هرسياستي كه در جهت اين
مهم باشد بنظر بنده درست و هر سياستي كه
پيشرفت كشور را محدود ويا مشروط كند
برخلاف مصالح و منافع ملي ماست. براي همين
لايههاي هويتي ما بعنوان كشورهاي
آسيايي، كشوري از جهان اسلام، كشوري از
حوزه تمدني بزرگ ايراني علامات خوبي را به
ما نشان ميدهد كه در چه جهتي بايد حركت
كنيم.چه اشكالي دارد بر فرض آنكه قصد ورود
به سازمان تجارت جهاني را داشته باشيم،
اما از سياستهاي حمايتي روشني در قبال
صنايع و اقتصاد خود تبعيت كنيم.
جهاني شدن اگر بصورت فرآيند اجتناب ناپذير
تلقي شود فرصت ها و تهديدهايي را براي ما
به همراه دارد. تهديد اصلي براي ما نابودي
زيرآوار پروژه ها است و نه فر آيند جهاني
شدن ما ضمن افزودن به شتاب رشد خود در
چارچوب استلزامات لايههاي هويتي كه
اشاره كردم بايد از فرصتهاي جهاني شدن
استفاده كنيم.
در ضمن بياد داشته باشيم كه عليرغم تصميم
ما براي ورود به سازمان تجارت جهاني با
مخالفت آمريكا متوقف شده ايم. متاسفانه به
دليل انفعالي كه داشته ايم در دهه گذشته
ضمن آنكه همه امتيازات ممكن را براي ورود
به اين سازمان داده ايم بدون آنكه از
امتيازات ورود به WTO استفاده كنيم از
امتيازات بيرون ماندن از اين سازمان كه
عليرغم ميل ما بوده است صرفنظر كرده ايم.
براي بنده سئوال اصلي آنست در حالي كه
آمريكا وقتي براي بازار آهن خود احساس خطر
ميكند به سياستهاي حمايتي و تعرفه اي
عليرغم تعهدات خود در WTO رو ميآورد و رو
در روي متحدان خود ميايستد چرا بازارهاي
ما بدون هيچ محدوديتي برروي همه كالاها
باز است. چه اشكالي دارد بر فرض آنكه قصد
ورود به WTO را هنوز داشته باشيم از
سياستهاي حمايتي روشني در قبال صنايع و
اقتصادخود تبعيت كنيم. مثال WTO يك نمونه و
گوشه كوچك از نوع برخورد ما با مساله جهاني
شدن است و اين انفعال را در عرصههاي ديگر
سياسي، اقتصادي و فرهنگي بفراواني
ميتوان پيدا كرد.
- تلقي جنابعالي از پديده سرمايههاي
خارجي و اثر آن بر توسعه كشور چيست ؟
* اصل استفاده از سرمايههاي خارجي مورد
اتفاق است. بحث چگونگي تحقق و چگونگي
استفاده از اين سرمايه هاست. در مورد تحقق
اين امر يعني امكان استفاده از
سرمايهگذاري صرف اعلام آمادگي يك كشور
كافي نيست. سرمايه ها جذب جايي ميشوند كه
امنيت سرمايهگذاري در آن تامين شده باشد
و اقتصاد منضبطي بر آن حكمفرما باشد. بنظر
ميآيد با مطالعه موردي در كشورهايي كه
جذب سرمايه خوبي در جهان دارند خواهيم ديد
ايدئولوژيهاي دولتها چندان در اين امر
دخيل نيست و يا رابطه معناداري بين جذب
سرمايههاي خارجي و گرايش دولت وجود
ندارد. بطور مثال ميتوان از هندوستان و
چين و مالزي نام برد. همه اين كشورها در امر
جذب سرمايههاي خارجي موفق هستند. گرچه
نظامهاي مختلف سياسي بر اين كشورها
حكمفرماست. آنچه در اين سه كشور مشترك است
دورنماي مطمئن و سياستهاي روشن اقتصادي و
وضعيت با ثبات سياسي است. در وضعيتي آشفته
از سياستگذاريها، برنامه ها و مديريت
ها سرمايه خارجي جذب نمي شود و اگر بشود
بيشتر براي غارت و چپاول در يك زمان محدود
و كوتاه است. ثبات سياستهاي مالي و پولي،
ثبات در مديريت اقتصادي كشور، محيط مناسب
كسب و كار تعيين كننده هستند البته هر
كشوري با نظامهاي ارزشي و منافع ملي تعريف
شده خود ميتواند چگونگي استفاده از
سرمايهگذاري را تعيين كند.به عبارتي
حوزههاي استفاده از سرمايهگذاري و
چگونگي استفاده آن را سياستهاي كلي كشور
تعيين ميكند. ممكن است يك كشور بنا به
مصالح سياسي و اقتصادي در بخشهايي از
اقتصاد ملي خود را بروي استفاده از
سرمايهگذاري خارجي به بندد ويا در
بخشهايي مشوقهاي اضافي براي استفاده از
سرمايه ها اعلام كند. ميبينيد كه در اين
زمينه ها هم كشور محتاج يك برنامه و روش
مدون و همه جانبه است. ورود بي برنامه و
بدون آمادگي همانطور كه اشاره كردم ممكن
است جز چپاول و جز ازبين رفتن فرصتها و
منافع ملي اثري نداشته باشد. البته در يك
رويكرد مطالعه شده وجوه و اهداف متفاوت
اين لفظ مشترك يعني سرمايهگذاري خارجي
نيز مورد توجه قرار ميگيرد. گاه از اين
مفهوم جذب منافع مالي منظور است، گاهي
انتقال تكنولوژي و گاه انتقال روشهاي
پيشرفته سازماني! بديهي است كه هدفگذاري
بر حسب هر يك از اين جنبهها الزامات و
اقتضائات و ظرفيتهاي خاص خود را ميطلبد
كه بايد حسب مورد با آنها برخورد فعال
داشت.
- اصلاح بهبود نظام مالياتي چگونه ممكن است
؟
* بنده ترديد ي ندارم كه اصلاح نظام ماليات
كشور يكي از مهم ترين وظايف هر دولتي در
شرايط كنوني است. همه كارشناسان در همه
دولت ها در 50 سال گذشته اتفاق نظر داشته
اند كه تكيه يكسره به در آمدهاي نفت بايد
تغيير يابد.نگاهي اجمالي به جدول درآمدها
و هزينههاي بودجههاي ساليانه ويا
برنامههاي 5 ساله به آساني نشان ميدهد
كه در زمينه ماليات بايد كاري صورت گيرد.
مخصوصا توجه بايد داشته باشيم بخش قابل
توجهي از در آمد هايي كه به اسم ماليات و
ساير در آمدها در بودجه ها اعلام ميشود
بطور مستقيم يا غير مستقيم وابسته به نفت
است. جواب دقيق به سئوال بسيار مفصل
ميتواند باشد و بايد بعد از جمعبندي
نظريات كارشناسي و تهيه طرحي روشن داده
شود ولي بنده با اجمال ميگويم كه رويكرد
ماليات برارزش افزوده به شرط آنكه دقت
كافي در مورد حقوق قشرهاي مستضعف در نظر
گرفته شود و اهداف توزيعي در آمد مالياتي
مورد توجه قرار گيرد يكي از اقدامات مهم
است. شفافيت اقتصادي و ازبين بردن اقتصاد
زير زميني ويا به حداقل ممكن رساندن آن،
ساده كردن نظام مالياتي و تعيين نرخ مناسب
ماليات و برخورد با فراريان مالياتي بزرگ
از توصيه هايي است كه ميشود به آن توجه
كرد.
- در چهارمين دهه انقلاب اسلامي انتظار اين
است كه تصوير و تفسير روشن و قابل قبولي از
خصوصي سازي توسط دولت داشته باشيم.
جنابعالي چه رويكردي را توصيه ميكنيد ؟
*به نظر بنده نظام در امركم كردن تصديگري
دولتي به اجماع رسيده است. براي همين بحث
بايد در چگونگي اقدام باشد و فرض را بايد
روي اين مساله گذاشت. با تفسير اصل 44 قانون
اساسي حدود دولت و بخش خصوصي و تعاوني روشن
شده است. سئوال اصلي اين است كه عليرغم
ابلاغ سياستهاي كلي چرا اجرا روند مطلوبي
ندارد. يكي از مهمترين مراحل واگذاري
آماده سازي شركتهاي دولتي براي واگذاري
و هم چنين، حل ضعف تقاضا و گسترش بازار
سرمايه و جلب سرمايههاي بخش خصوصي است. و
نيز توجه ويژه به بند " ب " سياستهاي كلي در
خصوص توسعه بخش تعاون است. سهم بخش تعاون
در اقتصاد كشور بايد به 25 درصد توليد نا
خالص ملي تا آخر برنامه 5 ساله پنجم برسد كه
بنظر بنده دور نماي اميدوار كننده اي در
اين زمينه وجود ندارد. بنظر ميآيد بدون
ايجاد يك ساختار محكم و كار آمد و سالم كه
بتواند اين كار را به سامان برساند نه تنها
امكان اجراي اين سياستها بوجود نخواهد آمد
بلكه ممكن است مثل تجربيات گذشته ياس
وآشفتگي در اين زمينه را بيشتر كند.از نكات
ظريفي كه بدون حل آن هم چنان مشكل اجراي
سياستهاي اصل 44 دوام خواهد يافت، مقاومت
بدنه سياسي دولت در امر واگذاريهاست بنظر
ميآيد كه بايد تفكيك روشني بين حوزه
مديريت دولتي و حوزه واگذاري اين شركت
هابوجود آيد. بايد مراقبت شود به جاي خصوصي
سازي، اختصاصي سازي صورت نگيرد و ويژه
خواران و فرصت طلبان از اين سفره گشوده
استفاده نكنند و از آن طرف بام هم بايد به
هوش باشيم كه سقوط نكنيم. به اين معني كه
متزلزل ساختن نظام شركتداري را تحت
عنوانهاي پرطمطراق اما توخالي در دستور
كار قرار ندهيم و در هر حال از انضباط
مالي، قانونگرايي و ايجاد فضاي مناسب
كسب و كار و يك بستر رقابتي نيز غفلت
نداشته باشيم و از خود سلب مسئوليت نكنيم.
- كدام غفلت ها بيشترين فاصله تا جامعه
آرماني مطلوب جمهوري اسلامي را ايجاد كرده
است ؟
* دنيا خواهي و انتقال از يك جامعه ارزش
محور كمال گرا به يك جامعه سودا گرا ويا به
اصطلاح متخصصين علوم انساني جامعه بازار
بيشترين سهم را در فاصله گرفتن از جامعه
آرماني مطلوب جمهوري اسلامي ايجاد كرده
است.
- كليد توسعه فعاليتهاي بخش خصوصي چيست؟
* در مورد گذشته خوبست بگذاريم آمار و
اطلاعات و ذائقه مردم قضاوت كنند. گفته مي
شد دولت بزرگ است و قرار بود كوچكتر شود.
نگاه به بودجه و يا آمار نيروي انساني
سازمانها و نهادهاي دولتي بر عكس اين را
نشان مي دهند. سازمانهايي هستند كه حجم
آنها به چندين برابر بيست سال گذشته
افزايش پيدا كرده است زاد و ولد شركتهاي
دولتي، افزايش كارمندان، توسعه تعهدات
دولت در قبال سازمانهايي كه ميتوانستند
بصورت خصوصي بفعاليت بپردازند باعث اتساع
سريع دولت شده است. با توجه به آماري كه در
مورد محيط كسب و كار در ايران داده ميشود
در شاخصهاي مربوط باين مسأله ما سقوط
معني داري داشته ايم و الآن در ميان
كشورهاي منطقه دارنده يكي از بدترين شرايط
هستيم.
از طرف ديگر بي اعتنايي به توليد داخلي و
باز بودن مرزها به روي قاچاق وسيع كالا و
بي اعتبار شدن سياستهاي تعرفه اي كه
نمونههاي متعددي از آن را مثل موضوع
گوشيهاي تلفن همراه و يا خودرو و امثال
آن ميتوان نشان داد صحنه فعاليت بخش خصوصي
را مخاطره آميز كرده است. در سالهاي 68 و 69
مقاله اي محققانه از اقتصاد زير زميني در
يك نشريه اي كه خانم دكتر خلعتبري منتشر
ميكرد چاپ شد. خوبست تغييرات حجم اقتصاد
زير زميني و اقتصاد سياه در اين سالها مورد
توجه و بررسي دقيق قرار گيرد. اين همه و
مسائل نظير آن نشان ميدهد كه چرا بخش خصوصي
نقش واقعي خود را بدست نمي آورد. با شيوه اي
كه اكنون در مورد چگونگي اجراي سياستهاي
كلي اصل 44 بكار گرفتهايم ممكن است شرايط
را براي فعاليت خلاق بخش خصوصي بدتر كنيم.
سياستهاي مبادلات اقتصادي ما با خارج و
نحوه تنظيم بازارهاي داخل هم مشكلات زيادي
دارد. ظاهراً تنها راه حلي كه براي كنترل
تورم دست ما مانده واردات همه چيز از خارج
و توقف توليد داخل است. الآن تعجبي ندارد
كه ما گلابي چيني و انگور آفريقاي جنوبي
بخوريم و با خودروهاي چند صد ميليوني در
خيابانها مانور بدهيم و هر روز خبر توقف و
تعطيلي اين كارخانه يا ورشكستگي آن و يا
اين تاجر را بشنويم. ميبينيد كه مجموعه
اي از اقدامات و سياستهاي هماهنگ ميتواند
مشكل بخش خصوصي را حل كند و آنرا توسعه
بدهد و در اين زمينه قطعاً بايد از خود بخش
خصوصي و نيروهاي آكادميك بهره گرفت.
- از هم گسيختگي اخير اقتصاد جهان را داراي
چه پايه فكري و ارزشي ميدانيد ؟
* ظاهراً بحران اقتصادي غرب به ويژه آمريكا
بسيار جدي است و بسياري از كارشناسان آن را
با بحران بزرگ سال 1929 مقايسه ميكنند و
طبيعي است كه در ميان كارشناسان كساني
باشند كه وقوع اين بحرانها را دوره اي و
مربوط به ساختار نظام سرمايه داري و
اقتصاد نئوليبرال بدانند، بنده اقتصاددان
نيستم ولي حس ميكنم در داخل طرفداران
اقتصاد ليبرال به ويژه آنها كه به مكتب
شيكاگو و فريدمن دلبسته بودند دچار لكنت
شده اند. البته عده اي نيز به سرعت مشغول
پيشگويي در مورد فروپاشي نظام سرمايه داري
هستند. بنده در موقعيتي نيستم كه چنين
چيزهايي را رد يا تاييد كنم ولي ميتوانم
بطور قطعي و روشن بگويم كه ما ضمن داشتن
چشم باز به تحولات اقتصادي و سياسي جهان،
بايد دنبال سياستهاي مبتني بر حفظ و حراست
از منافع ملي خود باشيم. ما هر چقدر سعي
كنيم دنبال الگوهاي بومي همراه با شناخت
عميق از مسائل و تحولات منطقه و جهان باشيم
كمتر از اين جريانات آسيب خواهيم ديد.
مسلما" اگر ما در هزينه درآمدهاي نفتي ريخت
و پاش نمي داشتيم و به موج جهاني افزايش
قيمتهاي نفت دل نمي بستيم الآن وضعيت
مطمئن تري در قبال اين فروپاشي داشتيم.
- مهم ترين راهبرد ها و كمياب ترين فرصتها
براي دهههاي آينده نظام كدامند ؟
* بعضي از فرصتهايي كه ما در اختيار داريم
شبيه بسياري از كشورهاي مشابه ماست و بنده
با آنها اشاره نمي كنم ولي ما در كشورمان
در رابطه با مسائل جهاني و داخلي داراي
امتيازات نسبي درخشان هستيم كه گمان
ميكنم استفاده از آنها جنبه حياتي داشته
باشد. مهمترين اين مزيت ها استقلال
استثنائي ما در جهان است. اين استقلال
همانطور كه به ما اجازه ميدهد عليرغم
خواست قدرتهاي بزرگ تكنولوژي هسته اي
داشته باشيم و يا در مقابل نگاههاي بغض
آلود آنها ماهواره به فضا پرتاب كنيم
ميتواند در تصميمات اقتصادي و مربوط به
توسعه نيز همين آثار را ببار بياورد. مثلاً
چه موانعي بر سر راه كشور ما براي داشتن
اقتصادي متكي بر تكنولوژيهاي نوين و
پيشرفته وجود دارد ؟ در حاليكه ما آثار
معجزه پرداختن به اين تكنولوژيها را در
شرق دور و جنوب شرقي آسيا بوضوح ميبينيم.
فرو پاشي شوروي و آثار آن ممكن است
مخاطراتي هم براي ما ايجاد كرده ولي در عين
حال قلمرو عظيمي را در يك زمان كه متعلق به
يك تمدن واحد درخشان بود آزاد كرده است و
ما در اين قلمرو جا پاهاي فراواني براي
فعاليتهاي سياسي و اقتصادي خود داريم.
همين بحران گرجستان در يكسال گذشته نشان
داد كه چه فعاليت گسترده اي و رقابتهاي بي
سر و صدا در اين منطقه در جريان است. جهت
تحولات آسياي مركزي و قفقاز و پاكستان و
عراق و تركيه روي سرنوشت ما اثر تعيين
كننده خواهد داشت اين تحولا ت هم تهديدها و
هم فرصتهاي فراواني را در اختيار ما قرار
ميدهند. اين فرصتها را هيچكدام از كشورهاي
منطقه و يا خليج فارس در اختيار ندارد و به
اصطلاح شما جزو كمياب ترين فرصتها به حساب
ميآيند. ارتباط عميق ما به علا يق همه
ملتهاي اسلامي يكي ديگر از اين فرصتهاست و
برخورداري از نيروي مديريتي بر آمده از يك
انقلاب بزرگ و برخورداري از مواهب بيكران
الهي در كشور نظير نفت و زمينهاي حاصلخيز و
از همه مهمتر مردمي با هوش بالا و فداكاري
بي نظير همه بهانه ها را در راه پيشرفت از
دست ما ميگيرد.
- چه رويكردي بايستي در پيش گرفته شود تا
مشاركت مردم در اداره امور كشور ارتقا
يابد؟
* بعد از تضعيف نظريه دولت رفاه و عقايد
كينزي، تمايلي بوجود آمد كه معطوف به كاهش
هزينههاي رفاهي بود. استدلال بر آن بود
كه در فضاي جهاني شدن براي امكان رقابت
نظامهاي رفاهي نمي توانند ادامه يابند و
دولتها بايد خود را از نقش ارائه دهنده
رفاه و تأمين كننده هزينههاي آن خلاص
كنند. بنظر ميآيد آنچه در اصل 43 قانون
اساسي آمده است تعارض جدي با اين نظريه
داشته باشد. در آن اصل ضمن توجه به اشتغال
كامل و برآوردن نيازهاي اساسي مردم، به
نقش دولت براي تأمين ابزار كار و توليد
براي همگان تأكيد دارد. دليلي كه براي اين
هدف شهيد بهشتي ميآورد جلوگيري از ارزان
فروشي در بازار كار و جلوگيري از استثمار
بود. شما ميبينيد ما با يك عقيده بسيار
مترقي و نيز اسلامي روبرو هستيم. البته اين
سياست زمين تا آسمان با توزيع پول و صدقه
بين مردم تفاوت دارد. اولي به باز كردن فضا
در جهان كار و توليد و كار آفريني و نشاط
اقتصادي ميانجامد ؛ دومي تنبلي و رخوت و
پايمال شدن عزت انساني افراد. متاسفانه در
سالهاي اخير رويه فوق بر خلاف مصالح كشور
توسعه يافته است.بعضي از نظريه پردازان
اعتقاد دارند دولت بايد خود را بصورت كامل
از بخشهاي كارآفرين و توليد ثروت عقب بكشد
و هيچ نوع دخالتي در اين زمينه نداشته
باشد. ولي تجربه توسعه دولتهاي آسياي شرقي
خلاف اين نظريه را ثابت ميكند. البته نقش
دولت در هدايت بازارها به معني اتساع دولت
و دخالتهاي بي مورد دولت در امور اقتصادي
و سرمايهگذاري نيست. تاكيد بنده روي
اصطلاح هدايت بازارهاست نه گسترش
مالكيتهاي دولتي و تصديگري دولت.
- دولت در تغيير مسير از مصرف نفت به تبديل
آن به موتور توسعه ملي چه نقشي دارد ؟
* در تمام برنامههاي توسعه 5 ساله قبل از
انقلاب روي كم شدن اتكاي بودجه كشور به در
آمد نفت تاكيد شده است. البته بعضي ها تا آن
اندازه بد بيني نشان داده اند كه نفت را
بصور ت عنصر مزاحم در آورده اند. در حاليكه
همين پيشرفت نسبي و رفاه ملت ما به مقدار
زيادي با اين نفت خداداده ارتباط دارد. ما
نبايد ضررهايي كه بدليل بي تدبيري متحمل
ميشويم آنچنان بزرگ كنيم كه تحت عنوان
دولت رانتير و يا تحصيلدار و امثال آن
چشمانمان را به نقش نفت در توسعه كشور
ببنديم. ولي در كنار اين نگاه درست است كه
قضاوت كنيم ما در مواردي ريخت و پاش غير
قابل توجيهي در رابطه با درآمدهاي نفت
داشته ايم .به نظر بنده بزرگترين اقدام
دولت ها براي كم كردن تكيه بر درآمد نفت در
وهله اول اصلاح نظام مالياتي كشور است. در
كنار آن بايد تلاش شود درآمدهاي حاصل از
نفت در خدمت توسعه اقتصاد ملي و حمايت از
توليد و كسب و كار مفيد در كشور باشد. مصرف
درآمد نفت در خدمت اهداف كوتاه مدت و يا
اغراض سياسي محدود بنظر بنده يك نوع تلف
كردن بيت المال و پايمال كردن حقوق نسلهاي
آتي كشور است. هر چقدر اين درآمدها در خدمت
اهداف راهبردي قرار بگيرد بركت بيشتري را
ما شاهد خواهيم بود. شما توسعه عسلويه و
طرحهاي پتروشيمي و طرحهايي مثل فولاد
مباركه و آذر آب و راه آهن بافق بندر عباس و
امثال آنرا نگاه كنيد و تفاوت اين رويكرد
را با فروش ارز به بانك مركزي و صرف آن در
بودجه جاري به بينيد. فكر ميكنم نتيجه
اين مقايسه بسيار روشن باشد.
- دولت ها چگونه گزينش مديران متعهد به مشي
دولت و بهره گيري حداكثري از توان نيروي
انساني را با هم جمع كنند ؟
* هر دولت كه انتخاب ميشود بطور طبيعي
تعدادي از همفكران خود را در دولت و
مديريتهاي عالي بكار ميگيرد. گذشته از يك
لايه نازك مديريتي كه تغيير آن ضروري است
بنظر بنده دولتها ميتوانند بدون تغييرات
زلزله وار با بقيه مديران مياني كار كنند.
فرض ميكنيم يك مدير برجسته و موفقي را در
يك بنگاه بزرگ اقتصادي مثل پتروشيمي و يا
ذوب آهن داريم آيا ميتوانيم تصور كنيم
اين مديري كه پروژههاي عظيمي را جلو برده
است با آمدن دولت جديد از اهداف و كار خود
دست بر خواهد داشت و تغيير جهت خواهد داد؟
ما مديري داشتيم كه ظرفيت پتروشيمي كشور
را از حدود 2 ميليون تن به آستانه 36 ميليون
تن پيش برد و ما بي مهابا و بدون جهت در اوج
خلاقيت او را كنار زديم. بنده لحظه اي به
ذهنم خطور نمي كند اين فرد نوعي با تغيير
دولت از آقاي هاشمي به آقاي خاتمي و از
آقاي خاتمي به دولت بعدي لحظه اي درنگ در
اهدافي كه دنبال ميكرد بوجود آورده باشد.
مگر آنكه دلايل روشني داشته باشيم كه ديگر
اين فرد از كار افتاده شده است و در آن
شرايط هم او بايد مثل يك قهرمان از صحنه
بيرون برود و نه كسي كه ديگر به او احتياجي
نيست. گر چه مديراني از اين نوع از آنچنان
استغناي طبعي برخوردار هستند كه نيازي به
تمجيد و مدال و بزرگداشت از خود نمي بينند.
ولي گمان ميكنند وظايف يك دولت اسلامي و
اخلاق مدار حكم ميكند كه ملاحظات انساني
و اسلامي تري را در اين موارد رعايت كنند.
---------------------------------------------------------------------------
Link: http://www.iranpressnews.com/source/054772.htm
--
The webmaster!
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/
- http://www.IranPressNews.com/javan/
- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod
gozinesh konid
- To unsubscribe from this group, send email to
[email protected]
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---