Encoding; Unicode UTF-8
(((((((((((((((((((((( انقراض نسل رودها ))))))))))))))))))))))
2009.03.14 11:40:46
---------------------------------------------------------------------------
روزنامه همشهری: سدسازي بدون ارزيابي
زيستمحيطي واقعي، تنها طبيعت كشور ما را
تهديد نميكند بلكه بلايي است كه
گريبانگير بسياري از كشورهاي ديگر هم شده
از همين رو است كه در روز 14مارس (24اسفند) كه
«روز جهاني حفاظت از رودها در برابر
سدسازي» نام گرفته دوستداران طبيعت در
سراسر جهان با برگزاري مراسم ويژه، نسبت
به پيامدهاي زيانبار ساخت اين سازههاي
هزينهبر كممصرف هشدار ميدهند. آنچه
در پي ميآيد گزارشي است از وضعيت بحراني
رودهاي ايران؛ وضعيتي كه ساخت سدها رقم
زده است.
مگر اين سرزمين كهن چند رودخانه داشت كه
بيش از 500سد روي آنها ساختهايم، 200 سد در
دست ساخت داريم و 300 سد در دست طراحي و
مطالعه؟ شركتهاي مجري، پيمانكار و مشاور
منتفع در سدسازي، به نام مردم رودهاي كشور
را قتل عام كردهاند و جوامع بومي و
كشاورزان و عشاير و زحمتكشترين اقشار و
طبقات اين مردم، زيانكارترين بخش اين
معامله پرسود بودهاند. در اين نوشتار
نخست پيشينه سدسازي در كشور و سپس 5دهه
ناپايداري در آبخيزهاي كشور با سدسازي كه
به نابودي همه رودهاي ميهن عزيزمان
انجاميده بررسي ميشود.
پيشينه 2500 ساله سدسازي در ايران
پيشينه سدسازي در ايران به 2500 سال پيش
بازميگردد. بسياري از نخستين سدهاي دنيا
در اين سرزمين كهن ساخته شدند كه از
معروفترين آنها سدهاي بهمن و شادروان
است. نخستين سد قوسي جهان يعني سد
ايزدخواست در 41 كيلومتري جنوب اصفهان در
دوره ساسانيان ساخته شد. همچنين بلندترين
سد جهان تا اوايل قرن بيستم سد كريت طبس با
60 متر ارتفاع بود. ايرانيان سدسازان ماهري
بودند اما با آزمودن سدهاي پر از رسوبشده
قديمي، ايرانيان خردمندانه و از روي آگاهي
5سده پيش سدسازي را كنار گذاشتند و ساير
روشهاي پايدار تامين آب مانند قنات و آب
بندان را گسترش دادند.
سدسازي مدرن
دور دوم سدسازي در كشور پس از كودتاي 28
مرداد سال1332 و سقوط حكومت ملي، به دست
شركتهاي چند مليتي آمريكايي، انگليسي،
فرانسوي و... آغازشد. متأسفانه بيتوجهي به
آزمودههاي پيشينيان سبب شد تا تكنوكراسي
ايران با شيفتگي به فناوريهاي آموزه
مدرنيزاسيون بنگرد و با وجود جوهره
ضدتوسعه آن حتي پس از تحولات
استقلالطلبانه ملي، بهدنباله روي از
آن ادامه دهد. ساخت و ساز در آبخيزها در
5دهه گذشته 5 ويژگي عمده داشته است:
نخست آنكه سدسازيها بدون مطالعات جامع
اكوسيستمي و بررسيهاي منابع و مصارف
حوضه آبخيز انجام شدهاند كه در نتيجه
ناپايداري شديدي را براي همه آبخيزها- اين
اكوسيستمهاي شكننده و بسيار پرارزش
كشور- به ارمغان آورده اند. نمونههاي
زيادي از اين نگرش نقطهاي و غيرجامع در
همه آبخيزهاي كشور از آبخيزهاي دامنههاي
شمالي رشته كوههاي البرز، از گلستان و
نرماب و تجن و بابلرود و سفيدرود و شفارود
تا آبخيزهاي اردبيل، همچنين آبخيزهاي شرق
و غرب آذربايجان در دوسوي درياچه اروميه
تا آبخيزهاي كردستان و زاگرس غربي تا
خوزستان و نيز زاگرس شرقي در اصفهان
،كرمان، فارس و كهگيلويه تا هرمزگان،
همچنين آبخيزهاي شرقي كشور از خراسان تا
سيستان و بلوچستان و... ديده ميشود.
دو ديگر آنكه ساخت و ساز در آبخيزها بدون
مطالعات مستنددرباره نياز حقيقي و بررسي
همه گزينههاي ممكن تامين آب انجام شده
است. سدهايي ساختهايم كه براي زمينهايي
كه آبي هستند دوباره آب تامين كنند. مانند
همه سدهاي گلستان، مازندران، گيلان،
آذربايجان، كردستان، كرمانشاه، لرستان و
بخش بزرگي از سدهاي خوزستان، اصفهان،
كرمان، خراسان و... . نيز در همه سدهاي ساخته
شده بيتوجهي به ساير گزينههاي تامين آب
بهچشم ميخورد تا آنجا كه ديگر
گزينههاي تامين آب مانند قنات يا آب
بندان يا روشهاي مديريت تقاضاي آب و... را
نه تنها نديدهايم كه قناتها و
آببندانها كه شيوههاي پايدار تامين
آب بهشمار ميروند را تخريب كردهايم
تا سدهاي ناپايدار به شيوه مدرنيزاسيون
آبخيزها ساخته شوند؛ البته با كارايي كمتر
و هزينه و پيامدهاي منفي بسيار بيشتر.
سوم ديگر آنكه مدرنيزاسيون آبخيزها بدون
بررسيهاي تخصيص مؤثر انجام گرفته است.
ازاينرو به توصيه شركتهاي سدساز
غالباً ناكارآمدترين روش تامين آب را
برگزيدهايم. بيشتر سدهاي ما الگوهاي
مثال زدني از نامؤثرترين شكل تخصيص منابع
ملي بهشمار ميروند.
چهارم آنكه سدسازي در آبخيزهاي كشور بدون
بررسيهاي هزينه مؤثر انجام شده است تا
هزينهاي نجومي كه سالهاي دراز بيش از
يك سوم بودجه كشور را بهخود اختصاص
ميداد را صرف ساخت سدهايي كنيم كه
نهتنها پرهزينهترين گزينه تامين آب
بودهاند كه به توهم فراواني آب در كشور
دامن زدهاند و ميزان مصرف سرانه در شهرها
را تا چند برابر استانداردهاي جهاني بالا
ميبرند.
و پنجم آنكه سدسازي در كشور فعاليتي بدون
ارزيابي و مميزي بوده است. پس از 50 سال
سدسازي و پيشنهاد هزار سد، حتي يك نمونه
ارزيابي تطبيقي كامل از يك سد انجام
ندادهايم تا روشن شود كه اين فعاليت
بسيار پرهزينه به اهداف اعلام شدهاش
رسيده يا نه؟ بازدهي اقتصادي واقعي داشته
است يا نه؟ مؤثرترين تخصيص بوده است يا نه؟
چه بر سر جوامع بومي مخزن سدها آورده است؟
چه بر سر كشاورزان و جوامع بومي دشتها و
سيلابدشتها آورده است؟ بر سر عشاير پس از
زير آب بردن مراتع موروثيشان چه آورده
است؟ چه تغييراتي را به اكوسيستمهاي
گوناگون مرتبط و وابسته با آبخيزها تحميل
كرده است؟ سدسازي چه پيامدهايي بر رودها،
تالاب، درياچهها و چاهه رودها داشته
است؟ و آيا اين فعاليت با قانون اساسي و
نيز تعهدات كشورمان هماهنگ و همسو بوده
است يا نه؟
اهداف سدسازي
اهداف اعلام شده براي ساخت سدها تامين آب
كشاورزي، آب شرب، برق و كنترل سيلاب
بودهاند. هدف ساخت بسياري از سدهاي كشور
تامين آب كشاورزي بوده است. اما سدهاي
كشاورزي ما غالباً بدون مستندات واقعي
براي شبكههاي آبياري و كشاورزي به مراحل
تصويب و اجرا رسيدهاند. بسياري از سدهاي
كشور را براي زمينهايي ساختهايم كه
بدون سد نيز اراضي آنها آبي بوده است.
سدهاي البرز و تجن مازندران و نيز همه
سدهاي استانهاي دامنههاي شمالي البرز
تا اردبيل و نيز سدهاي آذربايجان،
كردستان، كرمانشاه و... و نيز بسياري از
سدهاي خوزستان، فارس، اصفهان، خراسان و...
را به نام آبياري زمينهايي ساختهايم كه
پيش از سد نيز اراضي آنها آبي بودهاند. به
همين دليل كشاورزان زيادي از زهدار شدن
اراضي شان پس از ساخت و آبگيري سد زيان
ديدهاند. نمونههاي بسيار پررنگ آن در
اراضي پاييندست سد زرينهرود و ديگر
سدهاي آذربايجان، جيرفت و سيستان مشاهده
شده است.
ميتوان پيشبيني كرد كه اراضي پائين دست
سد و تونل گاوشان نيز بهزودي با همين
سرنوشت روبهرو شوند. دشتهاي يادشده از
سفرههاي آب زيرزميني سرشاري برخوردارند
كه ورود آب اضافي به افزايش سطح سفرهاي
كه در چندمتري به آب ميرسد و در نتيجه به
زهدار شدن اراضي خواهد انجاميد. جاي شكرش
باقياست كه گويا يك تا 1.5 میلیون از
شبكههاي وعده داده شده درزمان ساخت
سدها، يا جانمايي نشدهاند و يا اجرا
نشدهاند، وگرنه ميزان كشاورزان خسارت
ديده بسيار بيش از اينها بود. اما بدنيست
يادآوري كنيم كه شبكه كشاورزي قديميترين
سد كشاورزي كشور يعني سد دز را هم هنوز
تكميل نكردهايم اما سد ديگر پر از رسوب و
ترك است و امكان بهرهبرداري از آن بسيار
كم است.
ساخت سدهاي كشاورزي با كور كردن قناتهاي
فعال و پايدار براي آبياري همان اراضي و
ساخت سدهاي كشاورزي با تخريب
آببندانها براي آبياري همان
زمينهايي كه آببندانها آبياري
ميكردند از ديگر اشتباهات ماست. گرچه
سدها در مخزن خود آب زيادي را تبخير
ميكنند اما قناتها كه مخزنهاي طبيعي
زيرزميني هستند آبي را تبخير نميكنند. با
وجود هزينههاي بسيار گزاف پرداخت شده از
بودجه عمومي، ميزان مشاركت سدها در تامين
آب كشاورزي كشور شايد چند درصد بيشتر
نباشد.
سدهاي زيادي به نام تامين آب شرب شهرها و
كلانشهرها ساخته شدهاند. سدهاي كرج،
لار، لتيان، طالقان، ماملو و ديگر سدهاي
ساخته شده از سوي سازمان آب منطقهاي
تهران نزديك به 2 ميليارد مترمكعب از حقابه
كشاورزان رودخانههاي كرج، لار ، جاجرود،
طالقان و... را بدون كسب اجازه غصب و براي
مصارف شهري منحرف كردهاند. تهرانيها
بيش از 4 برابر استاندارد سرانه مصرف دنيا
آب مصرف ميكنند و براي تامين سرانه 390
مترمكعب سازمان آب تهران مجبور بوده است
كه نيمي از آب مصرفي اهالي تهران را از آب
زيرزميني تامين كند؛ يعني اگر سازمان آب
تهران حقابه كشاورزان را اينگونه
غيرعادلانه و به زور منحرف نكرده بود
امروز تهرانيها باز هم ميتوانستند با
برداشت از آبهاي زيرزميني تا 2برابر
استانداردهاي جهاني آب مصرف كنند.
مصرف زياد آب در آلودهسازي سفرهها و
انباشت مواد شيميايي خطرناك در چاههها
بسيار مؤثر است و پيامدهاي زيستمحيطي
بسيار ناگواري دربردارد. به همين دليل است
كه در كشورهاي اسكانديناوي بسيار پرآب،
نهتنها هزينه استحصال آب بهصورت كامل
كه تا 10برابر آن نيز بابت تصفيه فاضلاب و
پيشگيري از آلودگي درياچهها و
تالابها، از شهروندان گرفته ميشود. اما
گويا ما با شهرنشينان رودربايستي داريم از
اينرو هر بلايي دلمان ميخواهد سر
كشاورزان و عشاير در ميآوريم تا براي دهك
بالاي درآمد كشور آب رايگان تامين كنيم.
سامانههاي مديريت غيرسازهاي و مديريت
تقاضاي آب در نروژ، دانمارك و سوئد از
نمونههاي كارآمد مديريت آب بهشمار
ميروند. سدسازي براي تامين آب شرب شهرها
نامؤثرترين هزينه و نامؤثرترين تخصيص است.
تهران 500 رشته قنات داشته كه بازسازي آنها
ميتواند بارديگر تامين پايدار آب شهر و
جبران بيعدالتي روا شده درباره كشاورزان
حقابهبر كرج، شهريار، جاجرود و... را
بهدنبال داشته باشد.
ديگر هدف اعلام شده براي ساخت سدها تامين
برق بوده است. با وجود بودجه بسيار سنگيني
كه براي سدهاي برقابي كشور هزينه
كردهايم برقابيها تنها 7.5 درصد برق
كشور را تامين كردهاند. برقابيها
پرهزينهترين شيوه تامين برق هستند.
شبكههاي انتقال برق از نامطلوبترين
شيوههاي انتقال هستند و براي سلامت
انسان و ساير جانداران بسيار زيانبارند.
متأسفانه ما تصميمگيري را به شركتهايي
محول كردهايم كه بدون توجه به معيارهاي
پنجگانه يادشده در آغاز اين نوشتار،
سدسازي را تنها راه دانستهاند و هيچ
مقايسه و معياري را نپذيرفتهاند.
پيامدهاي بسيار ناگوار برقابيها بر
محيطزيست همانند همه ديگر سدها
انكارنشدني است.
سد بتوني دو قوسي كارون3 با ارتفاع 205 متر
از پي و حجم كل 3 ميليارد مترمكعب با درياچه
به وسعت 48 كيلومتر مربع، دهها روستا و
هزاران هكتار زمين كشاورزي و مرتع و جنگل
در شمال شرق شهرستان ايذه خوزستان را به
زير آب برد. ساخت سد كارون3 در منطقه ايذه
با آثار به جا مانده از دوران عيلامي از
ديدگاه يادگارهاي فرهنگي نيز خسارات
زيادي دربرداشت.
فتوولتائيكها و نيروگاههاي كوچك
خورشيدي از پايدارترين روشهاي تامين برق
هستند كه با توجه به سرزمين هميشه آفتابي
ما شيوههاي تامين برق بدون پيامدهاي
منفي زيستمحيطي و بدون هزينههاي
كمرشكن سدسازي بهشمار ميروند. نگارنده
در كشور هميشه ابري نروژ در شماليترين
بخش اروپا نيروگاههاي گازي- خورشيدي
كوچكي را مشاهده كرده است كه از بسياراندك
ساعتها و روزهاي آفتابي اين كشور نيز
بهرهبرداري كرده و برق يك محله يا شهري
را تامين ميكند.
چرا ما اين كار را اينهمه به تعويق
انداختهايم؟ چرا كارون4 را ميسازيم؟
اگر سامانه درستي براي گزينهيابي و
تخصيص مؤثر و هزينه مؤثر راهاندازي كرده
بوديم، گزينههاي بسيار ارزانتر و
پايدارتر تامين برق مانند نيروگاههاي
گازي و يا سلولهاي فتوولتائيك و
نيروگاههاي كوچك خورشيدي در اين كشور
پرآفتاب به برقابيها اجازه رقابت
نميدادند.
سدهاي زيادي را ساختهايم تا سيلها را
كنترل كنند بيتوجه به آنكه سدها در زمان
سيلهاي بزرگ به عاملي خطرناكتر از سيل
بدل ميشوند. شكست سد دشت در خراسان شمالي
در مرداد 1380 متأسفانه تلفات انساني و مالي
زيادي بهدنبال داشت. اگر اين سد وجود
نداشت سيل بهروال عادي خسارات بسيار
كمتري دربرميداشت. در اين حادثه روستاي
دشت و چندين روستاي ديگر دچار خسارات
جبرانناپذيري شدند. چاره سيل نه سدسازي
كه مديريت غيرسازهاي است. اين مديريت
دربرگيرنده احياي جنگلها و پوشش گياهي
در آبخيزها، تهيه نقشههاي پهنهبندي
سيل و مديريت توسعه در نقاط امن و نيز
آموزش جوامع بومي و محلي براي رويارويي با
سيل و كاهش خسارات است.
تامين آب پايدار بدون سدسازي
دانش بومي اين سرزمين در زمينه دستيابي به
منابع آب از درخشانترين فناوريهاي
جهان شناخته شده است. قناتهاي ايران كه
طول آبراهههاي آنها رويهم نزديك به 3
برابر فاصله زمين تا ماه برآورد شده است از
سوي سازمانها و مراكز جهاني مرتبط با
توسعه پايدار شناسايي و ارزشگذاري
شدهاند. ارزشگذاري و توجه به دانش بومي
يكي از مهمترين سرفصلهاي دستور
21كنفرانس ريو و ساير اسناد مربوط به توسعه
پايدار را تشكيل ميدهد. كاربرد قناتها
در نواحي كم باران و نيز كاربرد
آببندانها و ساير فناوريهاي بومي اين
سرزمين كهن در نقاط پرباران و مرطوب
استانهاي شمالي تا اردبيل و نيز
آذربايجان و غرب كشور روشهاي پايدار
تامين آب بدون سدسازي هستند.
بهبود كارايي مصرف آب
ميانگين كارايي مصرف آب در كشور نزديك به
35درصد است. شركتهاي سدساز تنها راه تامين
آب را سدسازي معرفي ميكنند اما اينكه آب
تامينشده با هزينه بسيار زياد يك سد
چگونه مصرف شود دغدغه مديريت سازهاي آب
نيست. هر تغيير كوچكي در رقم بالا به معناي
دستيابي به منابع تازه آب است.
كارايي مصرف آب كشاورزي در بسياري از
كشورهاي جهان حتي در كشورهاي آفريقا وضعيت
بسيار بهتري دارد. مديريت بهبود كارايي
مصرف آب به كمك راهكارهايي چون كاربرد
ابزارهاي مالي ميتواند كارايي ملي مصرف
آب در كشور را تا هدف 80درصد برنامهريزي
كند. اينگونه مديريت غيرسازهاي و مديريت
تقاضاي آب ميتواند با هزينه بسيار كمتر
از ساخت يك سد معادل حجم تنظيم همه
يكهزار سد ساخته يا در دست ساخت يا در دست
مطالعه كشور آب جديد در دسترس گذارد. تغيير
كارايي مصرف آب تا 80درصد به معناي دستيابي
به 40 ميليارد مترمكعب آب در هر سال بدون
هيچ سدي است.
كاهش مصرف
برنامهريزي كاهش مصرف در شهرها از
مهمترين راهكارهاي مديريت آب است كه
تاكنون به آن توجه نكردهايم. حذف يا
سامانمند كردن يارانه آب به برقراري عدالت
در چارچوب اصل 48 قانون اساسي كمك زيادي
ميكند. از سوي ديگر پرداخت هزينه
آلودهسازي منابع طبيعي در اثر مصرف آب
و آلودن آن به مواد شوينده و پاككننده
نيز در كاهش مصرف و كاهش آلودگي محيطزيست
در چارچوب اصل 50 قانون اساسي بسيار مؤثر
است. كاهش مصرف شهرها ضرورتي است كه نه
تنها نياز به احداث سدها را از ميان
ميبرد و محيطزيست را سالمتر ميكند،
صرفهجويي بزرگي در بودجه كشور نيز
بهشمار ميرود.
بازچرخاني بازيافت و بازكاربرد آب
متأسفانه اين جنبههاي مديريت آب را
كاملاً ناگشوده گذاردهايم. سازمانهاي
مجري و پيمانكاران و مشاور آب تمايلي به
اين مباحث نشان ندادهاند، درحاليكه
بازچرخاني و بازيافت و بازكاربرد آب از
مهمترين دستورات توسعه پايدار است كه نه
تنها بسيار كمهزينهتر از ساخت هر سدي
است كه دسترسي به ميزان قابل توجهي آب جديد
را ميسر ميسازد. قيمت پايين و يارانه آب،
صنايع و ساير مصرفكنندگان را براي تلاش
در اين زمينه بيانگيزه كرده است.
پيامدهاي اجتماعي سدسازي
دستاورد سدسازي براي جوامع بومي آبخيزها
بسيار اندك بوده است. حقابه ميليونها
كشاورز و باغدار را بدون نظرپرسي و جلب
رضايت آنان براي مصارف ديگر ازجمله شرب
شهرها ضايع كردهايم. صدها هزار خانوار
كشاورز و باغدار را با راندن اجباري از
موطنشان در درياچه سدها با سرنوشتي بسيار
تلخ و ناعادلانه روبهرو ساختهايم. تصور
كنيد كه در درياچه سد كرخه با وسعت
160كيلومترمربع يا درياچه سد كارون3 با وسعت
48كيلومترمربع چند هزار خانوار
توليدكننده كشاورز يا عشاير دامدار را
از زمينهاي موروثيشان راندهايم.
جستوجو و پژوهش در اين زمينهها گويي
چندان مرسوم نيست. سد البرز به تنهايي
اهالي 13 روستاي دهستان لفور با همه
كشاورزي پررونق شاليكاري ، باغداري و
دامداري را از حق معيشت و مسكن محروم ساخت.
سدهاي كشور ميليونها خانوار كشاورز
مخازن خود را با سرنوشت بسيار تلخي
روبهرو ساختند. كشاورزاني كه زمينشان در
پي ساخت سدي زهدار شد كم نبودند و نيستند.
كشاورزان سيلابدشتهايي كه پس از سد سفره
آب زيرزميني شان خشكيد نيز كم نبودند و
نيستند. عشايري كه مراتع موروثيشان و
مسير كوچشان در مخزن سدها دفن شد نيز هرگز
جبران خسارت نشدند. آيا جبران خسارت اصلاً
ميسر است؟
جوامع بومي وابسته به دهانه رودها در
درياها يا درياچهها و تالابها نيز از
ساخت سدها خسارت زيادي متحمل شدهاند.
بارزترين آنها خشكيدن 180هزار هكتار از سطح
درياچه اروميه است كه روزگاري يكي از نقاط
بسيار پر اهميت گردشگري استان بهشمار
ميرفت. خانوارهاي زيادي كه در گردشگري
اين درياچه سرمايهگذاري كردهاند مانند
مهمانسراداران، مهمانخانهداران و... با
خسارات زيادي در اثر كاهش شديد آب و تغيير
ملموس اكوسيستم درياچه روبهرو شدهاند.
چه كسي پاسخگوي هزاران خانوار وابسته به
گردشگري در دهانه بابلرود خواهد بود؟
نتايج 5 دهه بهسوي ناپايداري در آبخيزها
مدرنيزاسيون آبخيزهاي كشور در 5 دهه گذشته
نتايج بسيار ناسازگاري برجاي گذاشته است.
ميليونها خانوار جوامع بومي آبخيزها
حقابه، مرتع، جنگل، خانه مسكوني، شيوه
تامين معاش و...خود را در اثر سدسازي از دست
دادهاند. بسياري از اراضي پاييندست
سدها شور و زهدار شدهاند؛ مانند اراضي
مياندواب زرينه رود، اراضي شيب آب و پشت آب
سيستان، اراضي دشتجيرفت، و... . سالانه
نزديك به 10 ميليارد مترمكعب از آب شيرين
محدود كشور در پشت سدها تبخير ميشود.
10-5 ميليون هكتار از جنگلهاي كشور در اثر
سدسازي در آبخيزها از دست رفته است.
درياچهها و تالابهاي كشور با وجود تعهد
ما به معاهده رامسر و معاهده مقابله با
بيابانزايي، دستخوش تغييرات ناموزون و
ناسازگار بسيار زياد تا مرز تخريب كامل
اكوسيستم شدهاند. پارك ملي بختگان از
سدسازيهاي بيفايده آسيب بسيار زيادي
ديده است.
درياچه اروميه دستخوش تغييرات خطرناكي
شده است كه عامل آن ساخت بيش از 40 سد در
آبخيزهاي 14 رودخانه ورودي به اين حوضه
آبريز است. تالاب چغاخور از سدسازي
آسيبهاي زيادي ديده است. تالاب گاوخوني
با اكوسيستم ويژه و غني آن دستخوش تخريب
شده است. تالاب جزموريان با سدسازي در
جيرفت آسيب بسيار زيادي را متحمل شده است
و... . رودهاي كشور، اين شاهرگهاي حيات در
اين سرزمين كهن، خشكيدهاند.با اين حال
آيا هنوز هم بايد براي انقراض نسل رودها با
سدسازي، بودجه اختصاص دهيم؟
---------------------------------------------------------------------------
Link: http://www.iranpressnews.com/source/056092.htm
--
The webmaster!
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/
- http://www.IranPressNews.com/javan/
- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod
gozinesh konid
- To unsubscribe from this group, send email to
[email protected]
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---