Encoding; Unicode UTF-8 

(((((((((((((( از بلیط اتوبوس تا سکه طلا ))))))))))))))

                            2009.04.16 11:29:55


---------------------------------------------------------------------------

سایت تابناک: در اين روزها، برخي نقاب‌ها،
كمي برداشته مي‌شود و برخي پرده‌ها قدري
بالاتر مي‌رود و البته اگر نگويم كاملا
كنار مي‌رود؛ ناگهان عده‌اي گشاده دست
مي‌شوند. بساط سور و سات‌هاي مجاني به راه
مي‌افتد، ماشين‌هاي پخش اقلام پوشاك و
مواد غذايي در ميان روستاييان و ساكنان
مناطق حاشيه‌اي شهرها از سوي برخي
نامزدها رفت‌وآمد مي‌كند. اين جنب و جوش و
نشاط در نامزدهايي كه بر مسند قدرت
نشسته‌اند و قصد ادامه خدمت! در همان سنگر
در دولت يا مجلس را دارند، بيشتر و بيشتر
ديده مي‌شود و بناگاه آدم احساس مي‌كند
طرف خيلي مهربانتر و متواضعتر از روزها و
ماه‌هاي پيش شده و بيشتر از گذشته با مردم
ديدار مي‌كند؛ وعده و وعيد مي‌دهد مصوبه
و تبصره تصويب مي‌كند تا گره بيشتري از
كار خود و خلق باز كند. چه اكسيري در اين
انتخابات لاكردار نهفته است كه به ‌اين
سادگي و آساني، جوهره برخي آدم‌ها را
تغيير مي‌دهد و حال آنها را به احسن
الاحوال برمي‌گرداند؟! 

ديروز كه به اخبار سايت‌ها نگاه مي‌كردم،
در ادامه خبر چندش‌آور توزيع سيب زميني
رايگان از سوي دولت در برخي از استان‌ها
همچون استان‌هاي شمالي و اصفهان و...كه
عكس‌هاي آنها هم به رسانه‌ها راه يافت،
خبرهاي گوناگون ديگري در همين سبك و سياق
خواندم كه انگيزه قلمي كردن اين نوشته شد. 

در اخبار آمده بود كه البته تا حالا تكذيب
نشده و از ته دل اميدوارم درست نباشد. نهاد
رياست جمهوري در حركتي ابتكاري و لابد از
سر مهر و عدالت گستري! در ادامه سكه
بخشي‌ها و عمره بخشي‌هاي گذشته جناب
رئيس‌جمهور در ديدارهاي گوناگون با اقشار
گوناگون و دانشجو و پرستار و... در روز تولد
كاركنان نهاد به آنها سكه بهار آزادي هديه
مي‌دهد.
همگان به ياد دارند جناب رئيس‌جمهور در
آغاز روي كار آمدن و تكيه زدن بر اين مسند
خطير چگونه روش پيشينيان خود در دولت‌هاي
گذشته در سكه بخشي و سكه دهي و سكه گيري را
به باد تمسخر و طعنه مي‌گرفتند، حال چگونه
شده است كه خود به روش آن‌ها متمسك
شده‌اند؟! 

البته ‌اين عدول‌هاي جناب رئيس‌جمهور در
اين سال‌ها نسبت به آغاز كار خود در امور
ديگري هم مانند مسافرت با پروازهاي عمومي
و غير اختصاصي ايران اير و... هم صورت گرفت
كه پس از مدتي، جاي خود را به پروازهاي
اختصاصي داد؛ استقبال رسمي از بشار اسد در
خيابان فلسطين به جاي سعدآباد يا... كه آن
همه حرف و حديث به دنبال داشت و پيامدهاي
برخي از آن، به گونه‌اي بود كه دولت براي
هميشه از تكرار آن در استقبال شخصيت ديگر
خارجي پس از آن چشم‌پوشي كرد كه البته
اقدامي بجا و منطقي بود ـ جاي خود داشته و
دارد.

چند روز پيش، دكتر سيد كاظم اكرمي، اين يار
ديرين شهيد رجايي و پيشكسوت ميدان مبارزه
و زندان در صحبتي كه با هم داشتيم، در حالي
كه خنده تلخي مي‌كرد، به نقل از يكي از
دوستان بسيار موثق خود مي‌گفت، پيش از سفر
دولت به استان يزد در هفته پيش، يكي از
آشنايان بسيار نزديكش كه در تهران ساكن
است، براي او تعريف كرده كه شمار بسياري از
نامه‌هايي را كه مردم براي رياست جمهوري
فرستاده و در آنها از ايشان تقاضاي كمك
مالي و رسيدگي به مشكلاتشان را كرده‌اند،
به او داده‌اند تا به آنها پاسخ بدهد.
وي به همراه زن و فرزندان خود تا پاسي از
نيمه شب به نيابت از رئيس‌جمهور و مسئولان
نهاد رياست جمهوري به نامه خواني مشغول و
به ‌اين نامه‌ها به ‌اين صورت پاسخ
مي‌داده كه در درون هر پاكت به فراخور
نامه يك تراول چك پنجاه هزار توماني يا يك
صد هزار توماني گذاشته و به آدرس فرستنده
مي‌فرستاده است. 

چهار سال پيش، درست در همين روزها و حال و
هواهاي پيش از انتخابات رياست‌جمهوري كه
شبي در مسجد امام جعفر صادق ـ عليه السلام
ـ محله اختياريه نشسته بودم و فرصت بين
نماز مغرب و عشا بود و همه مؤمنان مشغول
تعقيبات، ناگهان سر و كله خادم جوان مسجد
در بين صفوف پيدا شد. در حالي كه يك عالمه
برگ بليت اتوبوس‌هاي خط واحد تهران را در
زير بغل گرفته و مثل شيريني كه به صفوف
نمازگزاران تعارف مي‌كنند، به هر
نمازگزار دو برگه بليت كه هر كدام شصت،
هفتاد بليت داشت، از طرف شهرداري تهران يا
بهتر بگويم شهردار تهران آقاي محمود
احمدي‌نژاد اهدا مي‌كرد. وقتي از امام
جماعت مسجد جناب موسوي همداني پرسيدم،
قضيه ‌اين بليت‌هاي مفت و مجاني چيست؟
خنده معناداري كرد و گفت: از طرف شهرداري
به هر مسجد در تهران يك گوني برگه بليت
اتوبوس داده‌اند و اين‌ها تازه بخش كمي
از آنهاست و سپس در حالي كه دستش را به سمت
دفتر مسجد مي‌كشيد، گفت: بيش از نصف گوني
ديگر بليت روي دست ما مانده است!

اين را كه گفت، بي‌اختيار ذهنم متوجه روكش
كردن آسفالت خيابان جلوي مسجد در چند روز
پيش از اين پخش مجاني بليت شد و پيش خودم
گفتم: چه مي‌شود كرد، حال و هواي انتخابات
رياست جمهوري است و اين اقدامات شهرداري و
شهردار تهران هم هيچ معنايي جز گرم كردن
تنور انتخابات ندارد؛ البته با اين تفاوت
كه در اين تنور، تنها نان‌هايي پخته
مي‌شود كه به مصرف شهردار تهران مي‌رسد!

دليل من در اين برداشت هم اين بود كه پيش و
پس از آن، ديگر نه از توزيع مجاني
بليت‌هاي اتوبوس واحد خبري شد، نه از
آسفالت كردن خيابان‌هاي فرعي شهر!
به كجا داريم مي‌رويم؟ چرا برخي با در پيش
گرفتن چنين روش‌هايي اين‌گونه آبرو و شأن
و منزلت و شرافت يك ملت را به سخره
مي‌گيرند؟ 

نهادهاي ناظر در حكومت چه مي‌كنند؟ چرا بر
اين حاتم بخشي‌ها كه براي ملت آبرومند و
برومند ما در نگاه افكار عمومي خارج
آبرويي نمي‌گذارد و در داخل، مردم ما را
به عنوان مستمري‌بگيراني اتفاقي و
ناگهاني تبديل كرده و مي‌كند، خط بطلان و
پاياني کشيده نمي‌شود؟
نكند براي جلوگيري از اين‌گونه امور،
نياز به تدوين قانون داريم؟ نكند
برنامه‌ريزان و قانون‌نويسان كشور،
فراموش كرده‌اند اين امور را در برنامه
چشم‌انداز كشور ببينند تا ملت حماسه
آفرين دست پرورده خميني (ره) را از تبديل
شدن به ملتي مستمري بگير و دايم در حال
نامه درخواست كمك نوشتن به رئيس‌جمهور و...
بازدارند؟!
نمي‌دانم جناب رئيس‌جمهور كه با حركات و
رفتار خود در اين چند سال اخير نشان داده
که به خوبي با كاركرد تأثير رسانه‌ها در
افكار عمومي آشناست و از آن نهايت استفاده
را هم كرده است، چرا اين‌گونه سطح فكر و
افكار جامعه‌اش را پايين مي‌انگارد؟ 

جناب ايشان كه ‌اين همه در صدر و ذيل
فرمايشات خود از حضرت حجت(ع) مي‌گويد و
براي ظهورش دعا مي‌كند و لابد در خلوت خود
به ياد اين عزيزي كه عزيزي همانند او در
عالم جود و وجود نيست، هستند، نمي‌دانند
اين روش حاتم بخشي ايشان و غير ايشان در
سفرهاي استاني با روش و منش آن حضرت در
مغايرت آشكار است؟ نمي‌دانند اين راه و
رسم بنده‌پروري و مديون‌سازي با راه و
رسم اهل بيت كه به پيروان خود كرامت
مي‌بخشيدند، هيچ‌گونه سازگاري نداشته و
ندارد؟ نمي‌دانند اين به راه ‌انداختن
امواج مردم در شهرهاي كشور و از كار و
زندگي انداختن آنهايي كه براي اداره زندگي
خود، هزار اما و اگر و مشكل دارند، با سيره
ائمه طاهرين هيچ سرسازگاري نداشته و
ندارد؟ چرا در هر سفر استاني ساعت‌ها مردم
مشتاق و غيرمشتاق، بايد با برنامه‌ريزي و
تبليغات مسئولان استان به فرودگاه و
خيابان‌ها كشانده شوند، مدارس تعطيل
شوند، ميليونها ساعت كاري و درسي كارمندان
صرف شود تا جمعيت گرد آمده، به دنبال انبوه
ماشين‌هاي قطار شده مسئولان بدوند و
بروند تا سرانجام، دستي براي آنها تكان
داده شود و ديگر هيچ؟!

اگر مردم به چنين مراسمي از سوي مقامات
رسمي دعوت نشوند، باز اين‌گونه به
خيابانها كشانده مي‌شوند؟ آيا اين
لشكركشي‌هاي تبليغاتي با آن همه
هزينه‌هاي مادي و معنوي كه براي پيدايش
آنها هزينه‌هاي بي‌برگشت مي‌شود، حتي
اگر به سود نظام باشد و وجاهت آن را به رخ
خارج بكشد، به مصلحت كشور و مردم است؟



---------------------------------------------------------------------------

Link: http://www.iranpressnews.com/source/057573.htm




-- 

The webmaster!


--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/

- http://www.IranPressNews.com/javan/


- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh 
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye 
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod 
gozinesh konid

- To unsubscribe from this group, send email to 
[email protected]
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---

رد على