Encoding; Unicode UTF-8
گزارشی از افزايش گرايش جوانان به برند های خارجی
2009.04.19 09:35:44
---------------------------------------------------------------------------
روزنامه ابتکار در تهران: جواني خصوصيات
خاص خود را دارد که هيچ گريزي از آن نيست،
يکي از نيازهايي که به شکل مستقيم با سن
جواني ارتباط دارد، نياز به آراستگي است
به طوري که کليه جامعه شناسان و روان
شناسان متفق القول هستند که جوانان در سني
خاص نياز به پوشيدن انواع خاصي از لباس و
آرايش مو را دارند که حس خود نمايي آنان را
تا حد زيادي مرتفع ساخته و از طرفي داراي
رنگ هاي شاد و جذاب باشد. از طرفي دين مبين
اسلام نيز همواره بر آراستگي تاکيد کرده و
به آن توجهات خاصي داشته است، اما مرز بين
آراستگي و آنچه به عنوان "خود نمايي غير
معقول" شناخته مي شود چيست؟بسياري معتقدند
که معيارهاي زيبايي در قرن بيست و يکم
تغيير کرده و ديگر معيارهايي که در گذشته
وجود داشت، به طور کلي از ميان رفته است.از
طرفي امروزه برندها هم ماجراي پيچيده اي
است که اين روزها جيب خيلي ها را خالي و صد
البته جيب ديگران را پر مي کند. دکتر
ميراحمد اميرشاهي، دبير هيات علمي
کنفرانس بين المللي برند اين واژه را چنين
توضيح مي دهد:«برند فقط اسم نيست. علامت يا
لوگو، يک اصطلاح، نشان و سمبل نيست. ترکيبي
از اينهاست که موجب مي شود ذهنيتي متفاوت
از يک محصول پيدا کنيم. برند يک ذهنيت مي
سازد تا شما آن را متعلق به خودتان بدانيد
و فکر کنيد که تنها آن محصول مي تواند تمام
نياز شما را برآورده کند. به عبارت ديگر
برند تنها يک مفهوم صرفا اقتصادي نيست.
وقتي يک برند را مثال مي زنيم همه ما يک چيز
مشترک به ذهنمان نمي رسد هرکس تصويري از آن
دارد اما زمينه هاي اجتماعي موجب مي شود که
به آن توجه کنيم. چه بسا برندها ارزش هاي
اجتماعي را زير پا بگذارند، اين به بازار
هدفي بازمي گردد که يک برندساز به آن توجه
دارد مثلا اسم يک ساندويچي با کلمه
«کثافت» ترکيب شده و مشتري هاي زيادي هم
دارد.» او درباره اينکه ما در ايران برند
داريم يا نه مي گويد: « به دليل عدم توانايي
مديران، ما در ايران برند معتبر نداريم.
اتفاقي که در پي آن مي افتد اين است که شرکت
هاي خارجي که متوجه پتانسيل بسيار بالاي
بازار مصرف ايران هستند و روز به روز بيشتر
متوجه اين پتانسيل مي شوند، چون بازارهاي
خودشان اين روزها کساد است در ايران
تحقيقات بازاريابي انجام مي دهند تا
بدانند مصرف کننده ايراني چه مي خواهد و چه
شخصيتي و انگيزه هايي دارد و پس از تحقيق
درباره مصرف کننده ايراني اقدام به
برندسازي کرده، با توجه به تجربه بين
المللي، اجناس خودشان را به بازار ايران
وارد مي کنند و جالب اينکه خيلي سريع از ما
سهم بازار مي گيرند.» او ادامه مي دهد:
«مشکل ما عدم توانايي برندسازي است اما ما
در ايران کالايي که توانايي ساخت آن را
داريم توليد مي کنيم نه کالايي که مشتري مي
خواهد.» اين استاد دانشگاه درباره چرايي
استقبال ما از برندهاي خارجي مي گويد:«به
عکس آنکه ما فاقد توانايي لازم براي
برندسازي هستيم، اما مصرف کننده خوبي
هستيم. براي آنکه چشم و هم چشمي داريم و به
هم پز مي دهيم. مصرف گرا هستيم و يک طبقه
تازه به دوران رسيده و نوکيسه داريم که
شرايط را براي عرضه برندها تقويت مي کنند
آن هم برندهاي خارجي. همچنين يک ضايعه
فرهنگي داريم که شيفتگي در برابر برندهاي
خارجي است.»
تصوير ذهن
برخي از محققان بازاريابي جهان، برند را
يک امضا، يک آبرو و حاشيه امن براي مشتري
مي دانند. عده اي ديگر برند را خوشنامي،
آبرو و هويت معنا مي کنند و اين طور مي
گويند که برند در ذات خود حامل اين پيام
است: «مرا انتخاب کنيد» اما برند در جامعه
ما معناي ديگري دارد و اکثرا برند را يک
نشان تجاري يا يک لوگو مي دانند. سارا
ميرزايي، کارشناس ارشد بازاريابي، آن
چيزي را که در جامعه ما از برند در اذهان
عمومي جا افتاده است معناي صحيح آن نمي
داند و تعريفي ساده از برند ارائه مي دهد:«
برند احساس عميق و نهفته اي است که در ذهن
مصرف کننده جا مي افتد و تنها يک نام و نشان
تجاري يا يک لوگو نيست، برند مجموعه اي از
احساسات و ادراک هايي است که مصرف کننده
نسبت به يک برند دارد. به طور مثال با شنيدن
برند بزرگ جهاني مانند «ولوو» فرد احساس
امنيت مي کند. اين چيزي است که صاحبان برند
روي آن مدت ها کار کرده اند تا چنين تصوير
ذهني مثبتي را در ذهن مصرف کننده جا
بيندازند.» از او پرسيديم آيا برندهاي
داخلي هم اينگونه هستند؟ وي در پاسخ چنين
مي گويد:« متاسفانه در کشور ما تا به امروز
ديد علمي و حرفه اي نسبت به برند وجود
نداشته يا خيلي ضعيف بوده است. بحث برند و
برندسازي يک پروسه يک روزه و يک ساله نيست
بلکه يک پروسه زمانبر است. يک شرکت وقتي
محصولي را توليد مي کند مثل اين مي ماند که
نوزادي را به دنيا آورده است و اين بچه تا
بخواهد بزرگ شود نيازمند مراقبت خيلي زياد
است. اتفاق بدي که در کشورمان افتاده، اين
است که يک برند را خلق مي کنيم و محصولات
بسيار زيادي را زير مجموعه آن برند قرار مي
دهيم. اگر مصرف کننده از يک محصول آن شرکت
ناراضي باشد، مطمئنا سراغ ديگر محصولات آن
نمي رود، چون حس بدي در او ايجاد کرده است.
اينجاست که پي به ضعيف بودن مديريت برند در
شرکت ها مي بريم.» اين کارشناس بازاريابي،
ضعف مديريت برند را در نداشتن دانش کافي و
تجربه هاي عملي مي داند و معتقد است،
برندهاي ما نه خلاق است و نه حرفه اي به آن
پرداخته شده، فقط هزينه هايي گزاف صرف آن
مي شود. در کشور ما خيلي به جايگاه برند در
ذهن مخاطبان بهايي داده نمي شود. ما
برندهاي خوب و خوشنامي در کشور داريم اما
کدام برند است که وقتي اسمش مي آيد تداعي
خوبي در ذهن مصرف کننده ايجاد مي کند. اگر
برند موفقي هم در ايران مي بينيد، بدانيد
که پشت سر آن يک مشاور خارجي باتجربه در
حال فعاليت است.
کلاس داره
به گزارش عصر ايران به نظر مي رسد برند به
جاي اينکه يک ويژگي اقتصادي براي مردم
محسوب شود فقط کلاسي براي آنها به ارمغان
مي آورد، اگر کيفيت هم نداشت خيلي مهم
نيست. روانشناسي، مادر همه علوم است از
جمله صنعت اقتصاد. بحث شناخت مصرف کننده در
برند از اهميت خاصي برخوردار است. به تازگي
به علت نياز، کتابي در اين زمينه به نام
برندسازي و وفادارسازي ترجمه شده است. در
اين کتاب به نکات مفيدي در مورد اينکه چطور
برندها مي توانند بر لايه هاي شخصيتي
انسان ها تاثير بگذارند اشاره شده است.
ميرزايي، در مورد برند بيشتر توضيح مي
دهد:« شناخت مصرف کننده مبحث خيلي مهمي
است. مثلا مي خواهيم کفش اسپرت براي جوان
ها توليد کنيم. آيا ما از نظر روانشناسي مي
دانيم اصولا چه سبک و الگوهايي مورد پسند
جوان هايمان است؟ اصولا در دنيا برندهاي
قسمت هاي مختلف بر مبناي نوع مخاطبان،
هدفشان را طراحي مي کنند. برندهاي خيلي
معمولي مخاطبان خاص خود را در جامعه دارند
اما زماني برندي مانند ساعت رولکس خلق مي
شود که براي شرکتش چندان اهميتي ندارد که
جامعه آماري زيادي از مردم دنيا از
محصولات آنها خريد مي کنند يا نه. برند،
کلاس نيست اما در مورد يکسري چيزها برند
باکلاسي محسوب مي شود. مثلا ساعت رولکس
مانند ساعت سيکو يک زمان را نشان مي دهد
اما تصوير ذهني اي که رولکس ايجاد کرده
بسيار اثرگذارتر بوده است. فردي که اين
ساعت را انتخاب مي کند به نوعي مي خواهد
تمايز اجتماعي خود را به ديگران نشان دهد
بنابراين مي توانم بگويم از زماني که
برندها به وجود آمده اند موجب شده انسان ها
براي متمايز کردن خودشان به سراغ برندهاي
خاص بروند.»
ما مي توانيم اما...
درست است که ايرانيان هميشه به ميهمان
نوازي شهرت دارند ولي آيا عيب نيست
برندهاي جهاني در کشور ما جا خوش کرده اند
و ما مدام از آنها استقبال مي کنيم؟ چرا حس
رقابت و چشم و هم چشمي در ايجاد يک برند که
توانايي رقابت با برندهاي حداقل آسيايي را
داشته باشد اينقدر کمرنگ است؟ چرا ما تلاش
نمي کنيم تا برندهايي داشته باشيم که
ميهمان کشورهاي ديگر شوند؟! آيا مي توان
اميدي داشت که برندهاي کشور ما هم در سطح
جهاني مطرح شوند؟ ميرزايي به عنوان يک
محقق در اين باره توضيح مي دهد:«يکي از چشم
اندازهاي دبيرخانه کنفرانس برند اين است
که يک روز بتوانيم چندين برند ايراني را
جزو صد برند برتر جهان داشته باشيم. يکي از
کارهايي که ما در حال انجام آن هستيم معرفي
برند زعفران ايران به جهان است. همانطور که
مي دانيد 96 درصد زعفران جهان از ايران
تامين مي شود. ما ايمان داريم که خيلي از
برندهاي ايراني اين پتانسيل را دارند که
در سطح جهان مطرح شده و رشد کنند به شرطي که
مطابق علم روز پيش برويم. وجود برندهاي
خارجي در کشور براي برندهاي ايراني يک
تهديد به شمار مي روند; با ورود برند خارجي
به ايران ديدگاه و توقع مصرف کننده هم بالا
رفته و هم عوض شده است که اين به ضرر خودمان
است و متاسفانه هنوز آن طور که شايسته است
شرکت هاي ايراني به درستي در اين راستا
حرکت نمي کنند.»
بازار مارک گرايي
وقتي وارد مرکز تجاري و پاساژ ها مي شويم
با اکثر مغازه هايي که روبه رو هستيم بوتيک
هايي هستند که محل عرضه لباس هاي خارجي است
و کمتر به چشم مي آيد که بتوانيم در آن
کالاي ايراني پيدا کنيم. اکثرا اين مغازه
ها نمايندگي يک مارک مخصوص با قيمت هاي
سرسام آور و افسانه اي است.معمو لا فروشنده
ها مي گويند ما براي خريد خودمان به سفر مي
رويم. وقتي لباس ها را قيمت گذاري مي کنيم
بايد طوري باشد که تمام خرج هايي که سفر،
هزينه بار و گمرک دارد، تامين شود. از طرفي
مردم خواهان خريد اين لباس ها هستند.ما در
پايان هر فصل لباس هايي که از آن فصل مانده
به حراج مي گذاريم و قيمت هايمان رامي
شکنيم.به نظر مي رسد مردم مناطق بالاي شهر
حاضرند براي خريد اجناس با مارک هاي مخصوص
مبلغ بسيار زيادي پرداخت کنند.انگار به
نوعي مارک گرايي در مردم اين مناطق به چشم
مي خورد. وقتي از خريداران سوال مي کني که
چطور حاضر به خريد يک کلاه 43 هزار توماني
يا يک دستکش 85 هزار توماني مي شويد، مي
گويند: چون مارک دارد و هيچ نارضايتي از
اين موضوع ندارند.با شروع فصل سرد و تنوع
در لباس ها وقتي به ويترين هر مغازه مي
رسي، کالاهاي جديدي جلوي چشم هايت را مي
گيرد; ولي با پاگذاشتن به داخل مغازه سعي
مي کني از ياد ببري که چه چيزي تو را وادار
به داخل شدن کرده بود; زيرا به قدري قيمت ها
بالا و سرسام آور است که ترجيح مي دهي
فراموش کني. در نگاه اول، چيزي که جلب توجه
کرده و برايت اهميت دارد، ظاهر شخص مقابل
است. چشم هايت ناخودآگاه از پايين به کفش
هايش خيره مي شود و آرام به بالا مي آيد تا
به صورتش خيره شوي. وقتي اين همه دقت به
ظاهر فرد مقابلت مي کني، پس بايد خودت جزو
کساني باشي که هميشه سعي در تک پوشيدن
دارند. وقتي جنس هاي ايراني با کيفيت نيست
و با يک بار شست وشو از فرم مي افتد به
اجبار به لباس هاي خارجي رو مي آوري و وقتي
در مورد مارک هاي مختلف اين همه تبليغ مي
کنند، بد نيست يک بار امتحان کنيدر اين
ميان فروشنده ها سعي مي کنند قيمت هايشان
متعادل باشد، ولي به هنگام حراج مي بيني
فروشنده اي که تا ديروز براي هزارتومان
کمتر حاضر به فروش لباس نبود اکنون همان
لباس را به نصف قيمت مي فروشد. وقتي از
فروشنده مغازه اي مي پرسم که چطور راضي به
فروختن به اين مبلغ شده ايد؟ لبخند معني
داري مي زند و مي گويد: آخر فصل است و سکوت
مي کند.در ميان اين همه لباس هاي رنگارنگ
با مارک هاي مختلف را مي بيني ومي تواني
مغازه هايي پيدا کني که مارک هاي تقلبي روي
لباس ها زده و تو بايد بسيار هوشيار باشي
تا فريب اين مارک هاي تقلبي را نخوري.
آيا جوانان ايراني دنباله رو مد لباس
هستند؟
برخي معتقدند شخصا دنبال مد نيستيم، چون
دوست نداريم شبيه ديگران باشيم. براي همين
هم تمام لباسهايمان مارک دار هستند; البته
از هر مارکي هم خريد نمي کنيم. ترجيح مي دهم
به جاي جيوردانو و بوسيني، از بنتون يا
ورساچه خريد کنيم.به گزارش سلامت نيوز اين
تعريف براي همه يکسان نيست و به همين خاطر
گروهي از جوانان ايراني با مد زندگي مي
کنند، عده اي تلاش مي کنند مطابق آن باشند
و برخي ديگر از آن دوري مي کنند. مريم، دختر
بيست ساله درباره اين که مد از کجا شروع مي
شود و چطور رواج پيدا مي کند، معتقد است:
"مد ها در ايران، هميشه از طريق ماهواره و
برنامه هاي تلويزيوني آنها، رواج داده مي
شوند. بعد مغازه دارها و توليدي ها دنبال
اين طرح ها مي روند و تا جايي که بتوانند
آنها را پياده مي کنند، يعني تا جايي که
صداي اکثريت جامعه بلند نشود."او در ادامه
تاکيد مي کند:"بعد از رواج اوليه مد، آن قدر
اين نوع لباس ها در جامعه زياد مي شود که
اکثر مردم مجبور مي شوند از آنها استفاده
کنند. مثلا من خودم، هميشه وقتي مي خواهم
لباس بخرم، دچار مشکل مي شوم."اردشير هم
فکر مي کند مد از طريق کمپاني هاي بزرگ
مطرح مي شود و مي گويد: "اين مدها، همان
لباس هايي است که کانال هاي fashion نشان مي
دهند. کم کم طراح هاي ديگر هم از آنها کپي
برداري مي کنند و مدها به وجود مي آيند."اما
برخي نيز مخالف اين نظريه اند که مد از
طريق ماهواره ها يا به طور کلي از خارج
مرزها، وارد ايران مي شود. ياسمن، دانشجوي
22 ساله درباره نحوه رواج مد در ايران عقيده
دارد: "در ايران مد با اروپا و آمريکا تفاوت
دارد. در اينجا، خود جوانها هستند که از يک
سبک خاص شروع مي کنند و آن قدر آن را رواج
مي دهند تا همه به همان شکل لباس مي پوشند.
اما مد در اروپا و آمريکا، از طريق کمپاني
هاي بزرگ و طرحي که آن ها مي دهند و
نمايشگاه هاي سالانه اي که برگزار مي
کنند، شروع مي شود."مهري، محصل 15 ساله، با
اين که اعتقاد ندارد مد لباس در ايران، از
خارج کشور وارد جامعه مي شود، اما تاثير
ماهواره را کم نمي داند: "يکي از دوستانم مي
گفت وقتي در آرايشگاه بوده، همه از يک مدل
خاص مو حرف مي زدند که در ماهواره تبليغ
شده بود. ولي چون مارک هاي لباسي که در
ماهواره مطرح مي شود، خيلي گران است،
تاثير پذيري جامعه از مد لباس ماهواره
کمتر است."شيرين جوان هفده ساله با اينکه
خودش ماهواره ندارد، مد ها را از آنچه
شنيده يا در خانه اقوامش ديده، به کانال
هاي ماهواره اي نسبت مي دهد.
کدام مارک، چه کساني، کجا؟
مدها، علاوه بر طرح هاي متفاوت، بر اساس
مارک هاي مهم نيز شناخته مي شوند. براي
برخي حتي اين که لباس را از کجا خريده اند
نيز اهميت دارد.مريم، که به گفته خودش،
مارک هاي معروف لباس را خيلي نمي شناسد،
درباره کساني که از مد پيروي مي کنند معتقد
است: "به نظرمن کساني که دنبال مد هستند،
عقلشان به چشمشان است و فقط مي خواهند با
ظاهرشان مطرح شوند. مد براي کساني مهم است
که چيزي براي عرضه به جامعه ندارند." او
درباره خودش مي گويد: "من نه اون قدر پول
دارم که خرج لباس کنم، نه دوست دارم جلف و
انگشت نما باشم."اردشير، مارک هاي خوب لباس
را بنتون، ورساچه، باس، زارا، شانل و منگو
معرفي مي کند و مي گويد: "قيمت ها، بستگي به
مارکي که انتخاب مي کني و اينکه از کجا
بخري دارد."او در حالي که معتقد است "مغازه
هاي کوچک، دنباله روي شرکت هاي بزرگ"
هستند، درباره پاساژهاي بزرگ و تاثير گذار
در تهران مي گويد: "در جامعه ما، پاساژ ها،
شيک تر از مغازه هاي کنار خيابان هستند و
ويترين هايشان، جذابيت بيشتري
دارند."ياسمن هم پاساژها را در تعيين مسير
مد در ايران مهم مي داند: "پاساژهايي تعيين
کننده ترند که همه جور آدمي از آن ها خريد
مي کند; هم پولدارها، هم کساني که سطح مالي
متوسط دارند."شيرين، خودش به پيروي از مد
علاقه دارد، اما مي گويد: "خانواده ام
اجازه نمي دهند لباس هايي را که مد شده
بپوشم. آن ها مي گويند يک دختر خوب بايد
سنگين باشد و ساده لباس بپوشد." از نظر او،
نوع لباس ها و نحوه دوخت آن ها که به عنوان
مثال در مانتوهاي کوتاه و بلند خودش را
نشان مي دهد، به عنوان مد لباس مطرح
است.اما سيروس در مورد کساني که از مد
پيروي مي کنند نظر متفاوتي دارد: "به نظر من
کساني که دنباله روي مد هستند، آدم هاي بي
فکري هستند. يک نفر نيست به آن ها بگويد تو
فردا مي خواهي زن بگيري، بايد طوري بگردي
که زنت ازت حساب ببرد."گرچه هزينه پيروي از
مد، مارک تا مارک و مغازه تا مغازه متفاوت
است اما معمولا کساني که دنبال مد هستند،
نسبت به سايرين هزينه هاي بيشتري براي به
روز نگه داشتن پوششان بايد بپردازند. مثلا
شلوار جين، مارک ماوي; کفش آلستار و روسري
تي تي از جمله مارک هاي معروف و البته گران
به شمار مي روند. يک روسري تي تي تا 15 هزار
تومان يا يک شلوار ماوي؟هزار تومان قيمت
دارند. هزينه لباس هاي طرح جديد هم بيشتر
از لباس هاي از مد افتاده است.
بسياري، پاساژها را در تعيين مسير مد در
ايران مهم مي دانند
آنچه در ظاهر جوانان ايراني ديده مي شود،
نوعي از پوشش تقريبا مشابه است که مي توان
نام مد را روي آن گذاشت، اما برخورد
خانواده ها با اين پديده، تفاوت هاي زيادي
با يکديگر دارد. "کسي که عاقل باشد، پولش را
خرج لباس و کفش و اينجور چيز ها نمي کند.
اما جوان ها، از اينکه دنبال اين چيزها
بروند، لذت مي برند و از وقت و درس و کار و
زندگي مي زنند تا يک ربع بيشتر به سر و
وضعشان برسند." حسيني که شغل آزاد دارد، با
اين که مد را قبول ندارد، با گفتن اين
نکات، مي افزايد: "امروز ديگر نمي توان به
بچه ها امر و نهي کرد و در همه چيز نمي شود
جلوي آن ها را گرفت." او درباره نحوه
برخوردش با موضوع مد در خانواده خودش مي
گويد: "اگر نخواهيم همين قدر هم به بچه
هايمان آزادي بدهيم که ديگر نمي توانيم
کنترل شان کنيم. در جامعه امروز اگر با بچه
ات دوست باشي، نتيجه بهتري مي گيري. من هم
چون در موارد ديگر حرفم را مي خوانند، در
اين زمينه، آزادشان مي گذارم. خوب وقتي هم
که بچه ام دلش مي خواهد تند و تند کفش و
لباس بخرد، مسلما هزينه ها زياد مي شود."
اما همه خانواده ها نسبت به رفتارهاي
فرزندانشان، با مسامحه برخورد نمي کنند.
خانم علوي، خانه دار 48 ساله، يکي از اين
افراد است. او نسبت به مد مخالفت جدي دارد:
"همه بچه ها اينطور نيستند که به دنبال اين
مسائل بروند، معمولا کساني دنبال مد هستند
که از تربيت درستي برخوردار نيستند و نمي
توانند تشخيص بدهند که چطور بايد لباس
بپوشند."او درباره کنترل دنباله روي جوان
ها از مد، کاملا به ايجاد مانع معتقد است و
مي گويد: "کنترل بايد باشد، در غير اين صورت
ديگر هيچ ارزش پوششي در جامعه باقي نمي
ماند. البته امروز اين قدر اين موضوع
درجامعه عادي شده، که شما اگر بخواهيد
جلوي بچه تان را بگيريد، همه فکر مي کنند
شما داريد اشتباه مي کنيد."
برنامه هاي تلويزيوني ماهواره در جهت دهي
به مد در ايران موثر است
"بيشتر مدها را خود ما مغازه دارها به وجود
مي آوريم. بعد از اين که مدل لباسي در غرب
توليد شد، اين خلاقيت توليد کننده هاي
ايراني است که روي آن طرح مانور بدهند و به
شکلي درش بياورند که نزديک به خط قرمز
فرهنگي جامعه خودمان نباشد."محمد علي
درباره اهميت پيروي مغازه دارها از مد مي
گويد: "اگر جنس مغازه مان روي مد سال نباشد،
کاملا بازار را از دست مي دهيم. لباس، يک
جنس مصرفي است که با سليقه کوتاه مدت افراد
سر و کار دارد و همه دلشان مي خواهد که از
بقيه عقب نباشند." آرمين، هر چند قبول دارد
که فروشنده هاي لباس بايد بر اساس مد حرکت
کنند، ولي اضافه مي کند: "البته بستگي به
کار شما هم دارد. وقتي لباس محلي مي
فروشيد، اگر روي مد باشيد ديگر شغلتان
معنايي ندارد."فريد حتي روان شناسي قوي را
براي يک مغازه دار مهم مي داند و مي گويد:
"بايد بدانيم مردم، کي، چي مي خواهند؟"
يک کيف قد يک ساک
چند سال پيش را با تماشاي کيف هايي که هرچه
بزرگ تر بودند، شيک تر محسوب مي شدند و
بيشتر از کيف، شبيه ساک هاي استخر بودند،
پشت سر گذاشتيم. اين کيف هاي پارچه اي اغلب
با رنگ هاي شاد و طرح هاي گلدار، بيشتر حال
و هواي تابستاني را زنده مي کردند و شايد
هم به دليل همين خصوصيت، فقط به اندازه يک
تابستان عمر کردند و پاييز هنوز حسابي
جانيفتاده بود که کيف هاي جديد از راه
رسيد.اين کيف هاي پارچه اي نقش مارک هاي
تجاري معروف را بر خود داشتند و بيشتر در
رنگ هاي مشکي، خاکستري، کرم و قهوه اي رواج
پيدا کردند. داشتن نقش مارک هاي تجاري
معروف، سند موثقي براي اصل بودن اين
محصولات به حساب نمي آيد و انواع متنوع و
تقلبي آن ها با قيمت هاي مختلف در بازار
کيف و کفش يافت مي شوند.
---------------------------------------------------------------------------
Link: http://www.iranpressnews.com/source/057695.htm
--
The webmaster!
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/
- http://www.IranPressNews.com/javan/
- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod
gozinesh konid
- To unsubscribe from this group, send email to
[email protected]
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---