Encoding; Unicode UTF-8
((((((((((((((((((( بمب و «رهبر» و تغییر )))))))))))))))))))
2009.07.26 20:38:34
---------------------------------------------------------------------------
<strong>کسانی که دولت احمدینژاد را مشروع
نمیدانند و خود را برنده انتخابات
میشمارند، بهتر از هر کسی میدانند
نظام با ایستادگی آنها همانگونه به سوی
خلاء و فروپاشی خواهد رفت که با عقبنشینی
آنها! چرا که آنکه آنها باید تکلیفشان را
با وی یکسره کنند، یکدیگر نیستند، بلکه
مردماند! نمیشود «رهبری» به قول خاتمی
«دوست داشت» و به دستبوس وی رفت ولی دولتی
را که وی مُهر تأیید بر آن زده است،
نامشروع و کودتایی خواند. این، آن تناقض
اساسی است که از یک سو در پس پرده «سبز»
نهانش میدارند و از سوی دیگر مردم را به
پایداری فرا میخوانند!
*****</strong>
کیهان لندن اول مرداد 1388
الاهه بقراط
www.alefbe.com
<strong>بمب و «رهبر» و تغییر</strong>
هنوز بیست و چهار ساعت از اعتراضات گسترده
مردم پس از اعلام خبر پیروزی قطعی
احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری 22
خرداد نگذشته بود که نتانیاهو نخستوزیر
اسراییل که در تمامی ماههای گذشته با
تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی مخالفت
میورزید، روز یکشنبه موافقت خود را برای
پیشبرد مذاکرات درباره آن اعلام نمود. این
موافقت نمیتواند با اعتراضات مردم در
ایران که دولتهای مخالف رژیم ایران را
امیدوار ساخت، ربطی نداشته باشد. به
فاصلهای اندک در روز چهارشنبه 27 خرداد،
محمد البرادعی رییس پیشین سازمان
بینالمللی انرژی اتمی که همواره بر این
نظر مبهم تأکید میکرد که ما نمیتوانیم
تعیین کنیم ایران چه میخواهد و نمیتوان
با قطعیت گفت رژیم تهران در پی دستیابی به
بمب اتمی هست یا نه، برای نخستین بار از
هدف رژیم ایران برای اتمیشدن سخن گفت.
<strong>حکومت</strong>
اینک، مجله آلمانی «اشترن» به نقل از
منابع اطلاعاتی سازمان امنیت آلمان اعلام
میکند رژیم تهران تا شش ماه دیگر به بمب
اتمی دست خواهد یافت و میتواند مانند کره
شمالی یک آزمایش اتمی زیرزمینی نیز انجام
دهد. مجله «اشترن» از قول یک کارشناس
سازمان امنیت آلمان که نمیخواست نامش
فاش شود نوشت بسیاری از دانش و وسایل لازم،
در غرب و از جمله در آلمان تهیه میشود.
کسی که این معاملات را انجام میدهد
فردیست به نام سید محمد حسینیان که زیر نام
صد شرکت مختلف فعالیت میکند و سرنخ همه
آنها به یک جا در تهران میرسد.
چند ساعت پس از پخش این گزارش در روز
چهارشنبه 15 ژوئیه، سازمان امنیت آلمان آن
را تکذیب کرد و اعلام نمود به نظر ما رژیم
ایران نه «چند ماه» بلکه «چند سال» با تهیه
یک بمب اتمی فاصله دارد. این داستان برای
ایرانیانی که اخبار مربوط به برنامه اتمی
ایران را دنبال میکنند، بسیار آشناست.
سالهاست خبرگزاریها و سازمانهای
اطلاعاتی مختلف بر سر زمانی که جمهوری
اسلامی ممکن است طی آن به بمب اتمی دست
یابد، شرطبندی میکنند. بسیاری از
مهلتهایی که تا کنون اعلام شدهاند،
مدتهاست بسر آمدهاند! با این همه حساسیتی
که کشورها و رسانههای غرب بر روی برنامه
اتمی رژیم ایران نشان میدهند، بیانگر
این است که هنوز و همچنان این برنامه در
صدر نگرانیهای جهان، اعم از غرب و عرب و
هم چنین اسراییل و کشورهای همسایه ایران
قرار دارد. نه آمادگی آمریکا و غرب برای
ادامه مذاکرات اتمی و نه جنبش اعتراضی
مردم ایران، هیچ کدام به نظر نمیرسد
تغییری در موضع زمامداران ایران در این
زمینه داده باشد. بلکه برعکس، چه شوق غرب
برای راه حل مسالمتآمیز جهت توقف برنامه
اتمی جمهوری اسلامی و چه اعتراضات گسترده
مردم به وضعیت نابسامان سیاسی و اقتصادی،
همگی گویا در خدمت این قرار گرفتهاند که
حکومت اسلامی با عزمی راسختر از پیش برای
پیشبرد سریع برنامه اتمی خود بکوشد زیرا
ظاهرا سخت بر این باور است که تنها با بمب
اتمی میتواند جایگاه خود را مستحکم کرده
و هم در برابر جهان و هم در برابر مردم از
خود محافظت نماید.
<strong>دعوای خانوادگی</strong>
آینده نشان خواهد داد این محاسبه تا چه
اندازه درست است. به ویژه اگر این واقعیت
را در نظر بگیریم که یک کشور نیز در منطقه
وجود دارد که آن هم زمامدارانش با عزمی
راسختر از پیش میکوشند تا نگذارند
جمهوری اسلامی به بمب اتمی دست یابد.
تهدیدها و مانورهای اخیر اسراییل را، به
ویژه در زمانی که جمهوری اسلامی در خلاء
مشروعیت از سوی مردم بسر میبرد، بیش از
هر زمان باید جدی گرفت. «پلمیک» میان
سیاستمداران غرب، از جمله مثلا رییس
جمهوری آمریکا و معاونان و مشاورانش را
نباید به دلخواه تعبیر و تفسیر کرد، بلکه
باید بیانگر راههای ممکنی دانست که تنها
شرایط تعیین خواهند کرد کدام یک از آنها در
پیش گرفته شوند. تا آن زمان اما ابتدا
جمهوری اسلامی باید دولتی داشته باشد که
بتواند طرف گفتگو و معامله مردم خودش و
جهان، و مهمتر از همه بخشی از خودش قرار
گیرد! بخشی که اگر نگوییم در برابرش قرار
گرفته است، دست کم به موی دماغ آن تبدیل
شده و شرایطی را به وجود آورده است که
تصویر حتی یک تصفیه خونین را منتفی
نمیسازد. تصفیهای مافیایی و قبیلهای
که در آن حتی برادر به برادر رحم نمیکند.
در این میان اما بخشی از تاوان این «دعوای
خانوادگی» را که مرتب از سوی زمامداران
جمهوری اسلامی تکرار میشود، معترضان
بیگناه در کوچه و خیابان و هم چنین خیل
عظیم دستگیرشدگان از میان فعالان سیاسی و
روزنامهنگارانی باید بپردازند که عمدتا
از «اصلاحات» دفاع میکردهاند. اگر دولت
احمدینژاد تثبیت شود، یا باید
ریشسفیدانه و به پشتوانه «رهبر» این
دعوای خانوادگی را حل و فصل کرده و با
«بزرگمنشی» چشم بر «خطا»ی فرزندان خود
بپوشد، در این صورت کسانی که دولت وی را
«نامشروع» و «کودتایی» خواندند باید در
پاسخی مناسب به دستبوس آن بروند و ارثیه
انقلاب اسلامی شامل قدرت سیاسی و منابع
اقتصادی را که بر سر آن دعوا داشتند، کمتر
یا بیشتر تقسیم کنند، و یا اینکه شمشیر را
از رو بسته و همه را از دم تیغ بگذراند.
این «دعوای خانوادگی» ممکن بود در شرایط
تاریخی و زمانی دیگر به این یا آن صورت
پایان میگرفت و حکومت اسلامی برای چند
سالی خودش را بیمه میکرد. امروز اما هیچ
کدام از این دو راه، پاسخ مناسب به حکومت
اسلامی نمیدهد. یک عنصر سوم در این دعوا
داخل شده است که همواره میتواند معادلات
و محاسبات همه طرفین درگیر را از داخل و
خارج به هم بزند: مردم! این عامل «اختلال»
در ثبات جمهوری اسلامی را آن نیرویی پشت
خود خواهد داشت، که به سخنگوی مطالبات
انباشته شده در طول سی سال گذشته فرا
روییده باشد. توافق و مصالحه در «بالا» به
این معنی نیست که آنها با مردم نیز به
توافق رسیده باشند.
<strong>مردم</strong>
شعار «تغییر» برای برگذاری یک «انتخابات
پرشور و شاداب و با نشاط» کاملا شعار
مناسبی بود. شعاری بود که از یک سو نشان
میداد و ثابت میکرد که دیگر نمیتوان
مردم را با شعار «اصلاح» و امثالهم به پای
صندوقهای رأی کشاند و از سوی دیگر آنقدر
بودار بود که حتی با رفتن احمدینژاد نیز
نمیشد به مردم گفت حالا بروید
خانههایتان تا ما با شعار «تغییر» کمی
رژیم را «اصلاح» کنیم! چیزی که هیچ کدام از
اینها فکرش را نمیکردند این بود که خود
احمدینژاد بیاید و بگوید: من خودم نماد
تغییرم! صحنه سیاست در جمهوری اسلامی هرگز
تا این اندازه غمانگیز و در عین حال مضحک
نبوده است.
کسانی که دولت احمدینژاد را مشروع
نمیدانند و خود را برنده انتخابات
میشمارند، بهتر از هر کسی میدانند،
نظامی که آنها خود را موظف به حفظ و تلاش
برای بقای آن میشمارند، با ایستادگی
آنها همانگونه به سوی خلاء و فروپاشی
خواهد رفت که با عقبنشینی آنها! چرا که
آنکه آنها باید تکلیفشان را با وی یکسره
کنند، یکدیگر نیستند، بلکه مردماند!
همان عنصر سوم که برای نخستین بار در طول
سی سال گذشته، سرانجام فراتر از صف و
صندوقهای رأی رفت.
راست این است که خواست ابطال انتخابات به
نتیجه نرسید. رهبری و شورای نگهبان که
عالیترین مرجع رسیدگی به دعاوی این چنینی
در جمهوری اسلامی هستند، مهر تأیید بر آن
زدند. بنابراین «راه قانونی» برای رسیدگی
به آن وجود ندارد! به کدام مرجع میتوان از
عالیترین مراجع شکایت برد؟! در این صورت
چگونه میتوان «مشروعیت» و «کودتایی»
بودن دولت احمدینژاد را از راههای
قانونی و در چهارچوب قانون اساسی به پرسش
کشید؟! در کدام مرجع؟! به پشتوانه کدام
دولت؟! در پیشگاه کدام قوه قضاییه؟!
همانها که «نامشروع» و «کودتایی»
هستند؟!
اگر قرار است با «حزب» و «جبهه» و امثالهم
و در نقش یک اپوزیسیون قانونی فعالیت کرد،
اولا چگونه میتوان این فعالیت را که باید
از سوی یک دولت «نامشروع» به رسمیت شناخته
شود، به مردم توضیح داد، و ثانیا، به چه
دلیل دولت «نامشروع» باید فعالیت کسانی را
به رسمیت بشناسد که آن را «نامشروع»
میدانند؟!
کسانی که به گفته محمد خاتمی، رییس جمهوری
اصلاحات، «رهبری» را دوست دارند و با تمام
وجود در پی حفظ «نظام مقدس» خود هستند،
چگونه میتوانند دولتی را که مشروعیت
خویش را از همان «رهبری» دوستداشتنی کسب
میکند، نامشروع بخوانند و با آن همکاری
نکنند؟!
چگونه میتوان مردم را به این همکاری قانع
کرد؟! این مردم در هفتههای اخیر مزه
پدیدهای را چشیدهاند که با هیچ سیاستی
جز حرکت برای تغییر نمیتوان آن را از ذهن
و زبانشان پاک کرد. آیا کسانی که با شعار
تغییر، مردم را به پای صندوقهای رأی
کشاندند، این توانایی را دارند که بیشترین
بهره را به سود مردم از شرایط کنونی
ببرند؟ کسی نمیداند. ولی یک چیز را همه
میدانند: برای این بهرهبرداری و تحقق
شعار تغییر تنها یک راه وجود دارد: باید در
برابر نظام ولایت فقیه ایستاد! دلیلش هم
روشن است: این نظام ولایت فقیه است که پشت
دولتی ایستاده است که مدعیان «تغییر»،
خودشان آن را «نامشروع» و «کودتایی»
خواندهاند! نمیشود «رهبری» را دوست
داشت و به دستبوس وی رفت، ولی دولتی را که
وی مُهر تأیید بر آن زده است، نامشروع و
کودتایی خواند!
این، آن تناقض اساسی است که از یک سو در پس
پرده «سبز» نهانش میدارند، و از سوی دیگر
مردم را به پایداری فرا میخوانند! این،
سوءاستفاده و خیانت به آرزوها و جان عزیز
مردمی است که با دست خالی و به امید تغییر
در کوچه و بازار و بر دار و درخت و بام،
آزادی را فریاد میزنند، حال آنکه سرنوشت
تغییری که آنها میخواهند، با «رهبر»
دوستداشتنی و نظام مقدساش و بمباش
گره خورده است.
---------------------------------------------------------------------------
Link: http://www.iranpressnews.com/source/062915.htm
--
The webmaster!
--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/
- New: http://www.IranPressNews.com/javan/
- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod
gozinesh konid
- To unsubscribe from this group, send email to
[email protected]
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---