Encoding; Unicode UTF-8 

((((((((((((((((( سبزی که رنگ نمی ‌بازد )))))))))))))))))

                            2009.10.07 21:52:58


---------------------------------------------------------------------------

<strong>نقطه قوت و نقطه ضعف جنبش سبز، هر دو،
اتفاقا در همین شبکه‌ای بودن، چندصدایی
بودن و انتزاعی بودن آن است. یک صدای روشن
وجود ندارد که بتواند درباره مذاکرات اتمی
که از اول اکتبر به جریان افتاده‌اند، یک
موضع مشخص بگیرد. این نگرانی که
احمدی‌نژاد بتواند مشروعیتی را که در
داخل ایران از آن بی‌بهره است در خارج
تأمین کند، در نزد کسانی که حتی با گفتگوها
نیز موافق هستند، وجود دارد. خود موسوی اما
هیچ تمایلی ندارد درباره این موضوع به شدت
حساس وارد درگیری شود.</strong>
*****
برگردان از الاهه بقراط

<strong>سبزی که رنگ نمی‌بازد</strong>

باز هم رسانه‌های غربی پر از خبر و گزارش و
تفسیر درباره برنامه‌های اتمی ایران
هستند. «جنبش سبز» نیز از سایه برنامه اتمی
به کنار نیست. گذشته از آنکه رویدادهای
تابستان نشان داد تا چه اندازه نمی‌توان
به شناخت و تفسیرهای غرب تکیه کرد، لیکن با
این همه خواندن برخی از این تفاسیر و هم
چنین اطلاعاتی که به دست می‌دهند، درست
مانند این تفسیر، بسیار هم جالب است. در
این گزارش و تفسیر می‌خوانید چرا ممکن است
احمدی‌نژاد به سود قالیباف کنار برود، و
در چهار کشور، از جمله هلند، برای راه
انداختن یک «رسانه سبز» فعالیت می‌شود، و
کمیسیون‌هایی برای تشکیل یک دولت جدید
تشکیل شده‌اند، و افرادی چون کدیور و
مخملباف و مهاجرانی قرار است «جنبش سبز»
را در صورت دستگیری موسوی هدایت کنند و
غیره... این شما و این اطلاعات مهم
«دیتسایت» که ظاهرا برای کسی مهم نیست!
 
در یک برنامه زنده تلویزیون دولتی جمهوری
اسلامی، آخوندی به مشاوره ونصیحت مشغول
است. خانمی که به برنامه تلفن زده، از
مشکلات زناشویی خود می‌گوید و بعد ناگهان
اضافه می‌کند: «اتفاقا شوهر منم اسمش
میرحسین موسویه! درست مثل رییس جمهور
منتخب!» برنامه در حالی که مجری میخکوب
شده، قطع می‌شود.
اغلب بر روی اسکناس‌ها می‌توان علامت
پیروزی را به رنگ سبز دید و یا شعار «مرگ بر
دیکتاتور» را خواند. و یا طرح کوچکی از
ندا، شناخته‌شده‌ترین جانباخته روزهای
پس از انتخابات خرداد. طرح ندا کاملا
حرفه‌ای تهیه شده و طرز طراحی آن را
می‌توان در اینترنت یافت.
بسیاری از تماشاگران در یک بازی فوتبال در
اصفهان رنگ سبز به تن دارند. دوربین‌های
تلویزیون تلاش می‌کنند آنها را نشان
ندهند. ولی رنگ باشگاه اصفهان نیز سبز است.
از باشگاه خواسته شده که رنگ دیگری را برای
تیم خود انتخاب کند.
جنبش دمکراتیک در ایران با وجود سرکوب،
شکنجه و دادگاه‌های نمایشی، محوشدنی
نیست. این جنبش به آن اندازه قوی نیست که
بتواند دولت احمدی‌نژاد را به زانو در
آورد، ولی آنقدر قوی هست که کشور را در
حالت تنش نگاه دارد. از آنجا که هرگونه
تجمعی ممنوع است، هر مراسم رسمی به تجمع
اعتراضی تبدیل می‌شود درست مانند
راهپیمایی ضداسراییلی روز قدس که در آن
دهها هزار نفر انگشتان خود را به علامت
پیروزی بالا بردند و خواهان آزادی
دستگیرشدگان شدند. در آن روز، تجربه‌ای که
پیش از این در خردادماه روانشناسی جامعه
را تغییر داده بود، تکرار شد: با وجود
ممنوعیت می‌توان به خیابان رفت. اگرچه
خطرناک است، ولی ممکن است.
در این میان یک منبع پنهان دیگر نیز جنبش
سبز را تغذیه می‌کند: این جنبش سبب آشتی
نسل‌ها در بسیاری از خانواده‌ها شد و پلی
بنا کرد میان فاصله نسلی که سی سال پیش
انقلاب کرد با نسلی که از پیامدهای آن
انقلاب رنج می‌کشد. امروز پسران دوباره با
پدران خود سخن می‌گویند.
هر شنبه، عصرها، مادران جانباختگان
رویدادهای اخیر با لباس سیاه در پارک لاله
جمع می‌شوند. زنان دیگر دور آنها را گرفته
و با سکوت خود با آنان اعلام همبستگی
می‌کنند. در میان نام هفتاد و دو نفر
جانباختگانی که نام‌هایشان اعلام شده
است، می‌توان به نام کارگر و کفاش و
کارمندان جزء برخورد. سرسختی جبهه‌های
طرفین را می‌توان در شکستن آنچه دید که
پیش از این تابو به شمار می‌آمد. در روز
قدس، محمد خاتمی رییس جمهوری پیشین به
زمین افتاد و عمامه سیاهش از سر ربوده شد.
خاتمی میانه‌رو، پیش از این، رژیم را در
به کارگیری شیوه‌های «فاشیستی» سرزنش
کرده بود.
پس از این اعمال و این سخنان دیگر بازگشتی
وجود ندارد. رویدادهای ایران با سرسختی
نرمش‌ناپذیری بر هم انباشته می‌شوند.
لیکن به کدامین سوی؟

<strong>امید جوانان و نگرانی پیران</strong>
جوانان و دانشجویانی که فعالیت‌های آنها
زیبایی‌شناسی جنبش را رقم می‌زند، هنوز و
همچنان در اشتیاق و به امید آن رویداد بزرگ
هستند. امید به یک تغییر بنیادین هم در
نظام و هم در زندگی آنها. ایرانیان محتاط
اما از اینکه پس از فروپاشی سریع رژیم، یک
خلاء قدرت به وجود آید، نگرانند.
میرحسین موسوی 68 ساله، نامزد انتخابات 22
خرداد، برای همه طرفین شخصیت اصلی به شمار
می‌رود. ولی اتفاقا همین دامنه وسیع جنبش
مانع حرکت او می‌شود. نخست وزیر پیشین
جمهوری اسلامی، به عنوان کسی که خودش از
نظام می‌آید، می‌خواهد تا جایی که ممکن
است محافظه‌کاران مخالف احمدی‌نژاد را
به خود جلب کند. یکی از خودی‌های رژیم
معتقد است موسوی برای نخبگان رژیم بسیار
سودمند است چرا که «آنها می‌دانند ممکن
است موسوی قدرت را از آنها بگیرد، ولی
زندگی‌شان را به آنان می‌بخشد». اما
موسوی همزمان باید خود را آشتی‌ناپذیر
نیز نشان بدهد، وگرنه حمایت جوانان و
طبقات متوسط مدرن را  از دست خواهدداد.
رژیم در خیابان و در برابر خانه‌ موسوی
دوربین‌های مراقبت نصب کرده است. وقتی
موسوی از خانه بیرون می‌رود، او را دو
گروه محافظ همراهی می‌کنند: یکی محافظان
خودش و دیگری گروهی مأمور از سپاه
پاسداران. دامنه دستگیری‌ها به
اندازه‌ای تنگ شده که به گروه رهبری رسیده
است. از همین رو برنامه‌های پیشین مبنی بر
تشکیل حزب و نهادهای مردمی لغو شدند. جنبش
دمکراتیک باید خودش را به مثابه
«شبکه‌»ای که نتوان آن را ممنوع کرد،
گسترش دهد.
علیرضا بهشتی یکی از مشاوران نزدیک موسوی
می‌گوید: «این شبکه از ورود هر کسی که هویت
ایرانی- اسلامی کشور را ارزش می‌شمارد و
قانون اساسی را به مثابه مبنای فعالیت
می‌پذیرد، استقبال می‌کند». پیرامونیان
موسوی معتقدند: «جمهوری اسلامی باید بماند
منتها با اصلاحات». از قانون اساسی بیش از
هر چیز اصولی از آن که حقوق شهروندی از
جمله آزادی عقیده و تجمع را تضمین
می‌کنند، باید اجرا شوند.
موسوی در بیانیه‌های خود که از طریق
اینترنت خطاب به «ملت ایران» صادر
می‌شود، خواهان اصلاح قانون انتخابات،
آزادی مطبوعات، مجوز رادیو و تلویزیون
خصوصی، قانون منع دخالت نظامیان در اقتصاد
و سیاست، آزادی زندانیان سیاسی و به کیفر
رساندن اعمال‌کنندگان خشونت در زندان‌ها
شده است. در تهران شنیده می‌شود که کار
برای شکل‌گیری یک دولت جدید بر اساس این
خواست‌ها آغاز گشته و در کمیسیون‌های
مربوطه افرادی از نهادهای دولتی کنونی و
هم چنین ایرانیان خارج از کشور شرکت دارند.

<strong>پلورالیسم اسلامی</strong>
گفته می‌شود به جای رهبر قدرقدرت انقلاب
قرار است یک گروه پنج تا هشت نفره از
روحانیان قرار گیرند که برای مدت معینی به
طور مستقیم از سوی مردم انتخاب می‌شوند.
آنها باید نماینده یک پلورالیسم مذهبی
باشند که آن را می‌توان با آزادی انتخاب
در زندگی روزانه شیعیان مقایسه کرد: یک
شیعه مؤمن آزاد است از آموزش‌های این یا
آن روحانی پیروی [تقلید] کند. هیچ کس حق
ندارد در آینده خود را منسوب به قدرت الهی
بداند. موسوی معتقد است: «هیچ کس حق ندارد
بگوید: اسلام راستین آن چیزیست که من درک
می‌کنم».
هیچ چیز سریع به انجام نخواهد رسید. امید
این است که فشار مداوم و فرسودگی فزاینده
رژیم بتواند احمدی‌نژاد را در میان‌مدت
به استعفا وا دارد. موسوی اصراری ندارد که
حتما خودش به جای وی بیاید. برای به دست
آوردن وقت جهت روشنگری در میان مردم، ممکن
است یک راه حل میانی لازم شود. مثلا
احمدی‌نژاد به سود محمدباقر قالیباف کنار
برود. این شخصیت میانه‌رو و محافظه‌کار
محبوب در خرداد ماه، جنبش مردم را با اعلام
اینکه شمار تظاهرکنندگان سه میلیون نفر
بودند، به رسمیت شناخت.
به نظر می‌رسد موسوی خود بر این موضوع
آگاه است که زندگی وی بیش از آن با سه دهه
تاریخ جمهوری اسلامی گره خورده است که
بتواند تجسم آینده ایران باشد. به عنوان یک
مسلمان مؤمن وی همواره با خودش در دوگانگی
خواهد بود اگر بخواهد خواست‌های جوانان
را مبنی بر لیبرالیزه کردن شیوه زندگی
تحقق بخشد. ایرانیانی که شراب می‌نوشند،
باید جایی در این جنبش داشته باشند. ولی
موسوی خودش حاضر نیست پشت میزی بنشیند که
دور آن شراب نوشیده می‌شود.
مهدی کروبی، دومین نامزد اصلاح‌طلبان،
بسیار تهاجمی‌تر عمل می‌کند. در
هفته‌های گذشته وی روحانی محبوب و مبارز
واقعی علیه رژیم بود. او بود که تجاوز به
زنان و مردان را در زندان‌های رژیم افشا و
علنی کرد. این موضوع بسیاری از ایرانیان را
از جمله در میان طرفداران ساده و مذهبی
احمدی‌نژاد عمیقا تکان داد. کروبی دارای
ویژگی‌های یک رهبر مردمی و مؤثر نیست،
لیکن او بود که شکاف‌های رژیم را به نمایش
گذاشت.
موسوی بیشتر به «شاه» در بازی شطرنج شبیه
است: حرکات کوچک، عقب‌نشینی به هنگام خطر
و همواره در پناه طرفداران خویش. این،
بزدلی نیست. نگرانی طرفداران موسوی در این
است که جنبش با زندانی شدن موسوی ضربه
بخورد و به سوی رادیکالیزه شده پیش رود و
دامنه‌اش کاهش یابد. خود موسوی این
ارزیابی را از خویش دارد که می‌تواند یک
راه بدون خونریزی را به سوی تغییرات
بگشاید. پس از آن خود مردم هستند که باید
تصمیم بگیرند می‌خواهند در کدام نظام
زندگی کنند.

<strong>زبان مشترک داخل و خارج</strong>
برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی در
1979، اپوزیسیون ایران در خارج یک زبان
مشترک با نیروهای خواهان تغییر در داخل
کشور یافته است. این زبان مشترک سبب به
وجود آمدن امکاناتی شده است که تا مدتی پیش
تصورناپذیر بودند. در صورتی که موسوی و
کروبی دستگیرشوند، خواه ‌ناخواه هدایت
جنبش سبز از خارج کشور صورت خواهد گرفت.
ابتدا از تهران اعلان خواهد شد که یک کمیته
پنج نفره، که نام افرادش هنوز افشا نشده
است، به عنوان رهبری جایگزین در تبعید،
امر هدایت را در دست خواهد گرفت. این حرکت
نمادین گویای بسیاری از چیزها در کشوریست
که ترس از جاسوسان خارجی تقریبا وسوسه
همیشگی به شمار می‌رود. به این ترتیب
موسوی به رژیم هشدار می‌دهد: حواستان را
جمع کنید! اگر مرا دستگیر کنید، راه
مسالمت‌آمیز به سوی تغییرات بسته خواهد
شد.
در تبعید، دشمنان سخت پیشین با یکدیگر
آشتی کرده‌اند. سلطنت‌طلب‌ها اهمیت خود
را از دست داده‌اند و مبارزان یک جمهوری
سکولار انتقادهای خود را به موسوی خیلی به
نرمی ادا می‌کنند. برخی سران برجسته
اصلاحات در حال حاضر در غرب بسر می‌برند،
از جمله وزیر پیشین ارشاد عطاءالله
مهاجرانی در لندن، محسن مخملباف کارگردان
در پاریس، و محسن کدیور اصلاح‌طلب دینی در
آمریکا.
کدیور که در حال حاضر به تدریس در یک
دانشگاه آمریکایی مشغول است از «بورژوازی
ایران» می‌خواهد تا «امکانات به راه
انداختن یک تلویزیون ملی و مستقل» را
فراهم آورد. او معتقد است «هزینه‌های یک
رسانه سبز باید از سوی سرمایه‌گذاران
ایرانی تأمین شود» و زنان ایرانی باید در
یک اقدام میهن‌دوستانه جواهرات خود را در
اختیار یک رادیو و تلویزیون ماهواره‌ای
با اصالت ایرانی بگذارند که نمی‌شود
سانسورش کرد. برای چنین رسانه‌ای در حال
حاضر در چهار کشور فعالیت می‌شود. مهدی
جامی در آمستردام به عنوان رییس پیشین
رادیو فارسی زبان زمانه تجارب بسیاری در
زمینه کار با وبلاگنویس‌ها دارد و حالا
می‌خواهد یک ژورنالیسم شهروندی به عنوان
«نسل جدیدی از تلویزیون» راه بیندازد و
ایرانیان جوان را که فیلم‌های خود را در
یوتیوب قرار می‌دهد تشویق کند تا یک عرصه
ملی را سامان دهند.
نقطه قوت و نقطه ضعف جنبش سبز، هر دو،
اتفاقا در همین شبکه‌ای بودن، چندصدایی
بودن و انتزاعی بودن آن است. یک صدای روشن
وجود ندارد که بتواند درباره مذاکرات اتمی
که از اول اکتبر به جریان افتاده‌اند، یک
موضع مشخص بگیرد. این نگرانی که
احمدی‌نژاد بتواند مشروعیتی را که در
داخل ایران از آن بی‌بهره است در خارج
تأمین کند، در نزد کسانی که حتی با گفتگوها
نیز موافق هستند، وجود دارد. پیرامونیان
موسوی بر این عقیده‌اند که «هر آنچه اکنون
بر سر آن توافق می‌شود، تا زمانی که از سوی
دولت قانونی و جدید ایران بررسی نشود، هیچ
اعتباری ندارد». خود موسوی اما هیچ تمایلی
ندارد درباره این موضوع به شدت حساس وارد
درگیری شود.

لینک منبع:
http://www.zeit.de/2009/40/Iran-Opposition



---------------------------------------------------------------------------

Link: http://www.iranpressnews.com/source/066537.htm




-- 

The webmaster!


--~--~---------~--~----~------------~-------~--~----~
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/

- New: http://www.IranPressNews.com/javan/


- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh 
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye 
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod 
gozinesh konid

- To unsubscribe from this group, send email to 
[email protected]
-~----------~----~----~----~------~----~------~--~---

رد على