Encoding; Unicode UTF-8 

((( بوی بهار می آید ، می روم حقم را بگیرم ! )))

                            2010.01.25 13:51:12


---------------------------------------------------------------------------

کاوه روشنگر زاده 

<strong> این روزها تهران سخت دیدنی است ؛ نه
تنها تهران که همه شهرهای این سرزمین ِ
بیدارشده . 

من ولی از این شهر می گویم که این روزها
آسمان اش خاکستری و هوایش دودآلودتر از
همیشه است . با این که رییس جمهور تقلبی اش
دوچرخه سواری می کند که نمایشی مسخره از
ایجاد هوای پاک را به معرض نمایش بگذارد . 

همه کارهای این ها جعلی و بدلی است ؛ آن هم
به زشت ترین صورت اش . 

بگذریم . 

زیر این هوا و این آسمان اما خبرهایی دیگر
است که همگی بوی بهار می دهد . بهاری که
جعلی اش را سی و یکسال پیش به خوردمان
دادند . اگرچه از گلویمان پایین نرفت و
همچنان آماده ایم که آن را بیرون بریزیم .
دنیا را چه دیده اید ، شاید هم در چند روز
آینده !

این روزها جنب و جوشی باورنکردنی در کوی و
برزن ها به چشم می خورد . از یک سو شایعه
سقوط و ورشکستگی بانک ها همه جا دهان به
دهان می چرخد و مردم سر راه خود به شعب بانک
ها سرک می کشند که ببینند در آن جاها چه خبر
است . از سوی دیگر ارزهای خارجی بویژه «
دلار » بی سر و صدا و شبانه افزایش یافته و
تا امروز – دوشنبه – به هزار و بیست تومان
رسیده است . بهایی که تا سال گذشته ، یک
بحران قلمداد می شد و کارشناسان می گفتند
اگر دلار به هزار تومان برسد ، کار رژیم
یکسره خواهد شد . امروز ولی می بینیم که
بیست تومان هم از آن « مرز خطرناک » گذشته
است و فروشندگان ارز چشم به راه افزایش
چشمگیر تر آنند . چون می دانند سقوط قریب
الوقوع خواهد بود .  

پیداست که آن ها هم سخت چشم به راه فروپاشی
حکومت دینی اند . اصلا کی هست که از
مزدبگیران نباشد و روز آزادی را انتظار
نکشد ؟

این انتظار را ولی بیش از همه می توان از
سخنان و زمزمه های مردم که گاه به حد یک
خروش اوج می گیرد ، بیشتر دریافت . به هر جا
می روی ، درون هر وسیله نقلیه عمومی که
سوار می شوی ، از هر گذر و چهارسویی که می
گذری ، کسی با کسی – یا کسانی - دیگر می
گوید که من  روز بیست و دوم بهمن می روم توی
خیابان . برای چی باید ساکت بمانم ؟ که خون
بچه های ما را هم بریزند و ثروت نسلهای
آینده را هم چپاول کنند ؟ 

سی سالست که مثل بختک افتاده اند روی این
سرزمین . همه ء دار و ندار این ملت را برده
اند . ناموس برای کسی نگذاشته اند . غیرت
همه را بر باد داده اند . حرف هم زده ایم ،
زده اند توی دهانمان . اعتراض کرده ایم شده
ایم عامل بیگانه ، جاسوس غربی و نوکر
آمریکا . به ما می گویند « نوکر » و خودشان
می روند زیر زیرکی با « ارباب » ها مذاکره
می کنند که از سر تقصیرات شان بگذرند . 

نه ، دیگر خسته شده ایم . باید کار این
جانورهای موذی را یکسره کرد . خودشان توی
درس و مشق از قول پیغمبر یادمان دادند «
اُقتلوا الموذی ، قبلک یوذی » یعنی « موذی
را قبل از  این که آزار برساند بکش » . حالا
ما که نمی خواهیم دست به خون کسی آلوده
کنیم . ما که مثل این ها نیستیم . ما سر سفره
پاک پدرمان بزرگ شده ایم . نه نان حرام
خورده ایم ، نه به ناموس مردم دست دراز
کرده ایم و نه حاضریم خون از دماغ کسی
بیاید . مگر آن که خودشان بخواهند . من اهل
خون ریزی نیستم ، ولی ضامن مردم هم نیستم .
بخصوص جوان ها . بیچاره ها را برده اند و
هزار بلا سرشان در آورده اند و حالا می
گویند دو تا انگشت ات را بگیر بالا و برو و
بگو رای ات را پس بدهند و به چماق دارهای
چاقو کش هم نگو بالای چشمشان ابروست . 

خب به یک جوان یک بار می شود این جوری پند
داد ، ولی وقتی می زنی توی سرش و گاز توی
چشمش می پاشی و دست خواهرش را می گیری که
ببری « ارشاد » اش کنی ، معلومست که امام
زمان هم جلودارش نمی شود . بالاخره سنگ هم
باشد می ترکد از این همه جور و ستم . 

چقدر دلم می خواست به این جانورها بگویم که
بابا بیایید و مثل بچه آدم اسباب و اثاثیه
تان را جمع کنید و بروید گور مرگتان پیش
هوگو چاوز تازه مسلمان . کم پول که نبردید ،
بروید و تا آخر عمرتان بچرید و بگذارید این
مردم هم زندگی کنند . 

هر چند می دانم گوش دیکتاتورها هیچ وقت
بدهکار حرفهای حساب نیست . آن ها فقط زبان
زور سرشان میشود . همان جوری که هیتلر و
چائشسکو آخرش ناکار شدند . 

این است که من هم دیگر نصیحت نمی کنم . فقط
این بار می خواهم بروم توی خیابان . درست
است دفعه های پیش هم رفته ام . ولی باور کن
این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست . این
بار خیلی ها خیال دارند ، سنگ هاشان را با
این « سلاخ » ها وابکنند . مردم دارند حاضر
می شوند که بروند و پرونده این رژیم را
مختومه کنند . می خواهند یک حکومت ایرانی
را سر کار بیاورند و حکومت دینی را بفرستند
وردست حکومت های باطل شده . 

پس تو هم تصمیم بگیر و بیا ؛ تو هم بیا روز
بیست و دوم بهمن بزنیم به کوچه و خیابان و
به این اوباش ها نشان بدهیم که یک من ماست ،
واقعا چقدر کره می دهد . نشان بدهیم که می
شود چند صد هزار را سرکوب کرد ، ولی چند و
چندین میلیون انسان آزادیخواه ِ به جان
آمده از ظلم و ستم را نه . نمی شود جلوی
میلیونها نفر ایستاد ، وقتی آن میلیون ها
می خواهند حق خودشان را بگیرند ! 

من که بیست و دوم بهمن می روم . تو هم اگر حق
ات را می خواهی خانه ننشین . با مردم همراه
شو و به خیابان بیا . </strong>



---------------------------------------------------------------------------

Link: http://www.iranpressnews.com/source/071837.htm




-- 

The webmaster!

-- 
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/

- New: http://www.IranPressNews.com/javan/


- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh 
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye 
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod 
gozinesh konid

- To unsubscribe from this group, send email to 
[email protected]

رد على