Encoding; Unicode UTF-8 

 پرتاب موشک تحقیقاتی به فضا!! خان جون و فشفشه اسلامی! 

                            2010.02.03 13:57:04


---------------------------------------------------------------------------

کاوه روشنگر زاده 

<strong>خان جون و فشفشه اسلامی ! 

 مادر بزرگی دارم که به او می گوییم خان جون
. او زن کم نظیری است . واقعا یک استثناست .
یک تکه کلام معروف هم دارد که می گوید «
شنونده باید عاقل باشد » . حالا چند روزی
است بند کرده که بیست و دوم بهمن من هم با
شما می آیم توی خیابان .

هر چه به او می گوییم « خان جون ! این ها یک
مشت بی وجدان بی شرافت اند ؛ از یک گروه بی
همه چیز و بی اصل و نسب دستور می گیرند ؛
پیر و جوان سرشان نمی شود ؛ با بدترین سلاح
ها می افتند به جان مردم ؛ کتک می زنند ،
قمه کش اند و چماق دارند و لت و پار می کنند
که یک مشت گرگ و گراز سر کار بمانند ؛ تو
اگر با ما بیایی یک وقت دور از جان تان
بلایی سرتان می آید و داغ تان به دل ما می
نشیند » به خرج اش نمی رود که نمی رود . 

می گوید : « آفتاب عمر من لب بام است . چند
روز زود یا دیر که توفیری نمی کند . رفتنی ،
رفتنی است . بگذارید دست کم مردم دنیا
ببینند که این ها به پیرها هم رحم نمی کنند
. بگذارید بدنام تر از بدنام ها بشوند . من
که عمرم را کرده ام . آردم را بیخته ام و الک
ام را آویخته ام . این « سید علی » سیاه روست
که باید به فکر خودش باشد . این بدبخت ِ
وامانده ، علیل ِ یک دست نیست ، عیب و ایراد
مغزی کار دستش داده که آخر عمری اسمش را
گذاشته کنار اسم آغا محمد خان قاجار و
چنگیز و هیتلر . بگذارید امثال من با
سربلندی بروند و امثال « سیدعلی » توی
بدنامی بمیرند . عوضش کشورمان آزاد بشود و
شما جوانها یک نفسی بکشید از دست این
جانورها . عمر ما که به باد رفت ، دست کم شما
ها خوب زندگی کنید . » 

باری ، امروز که تلویزیون داشت باز هم «
فشفشه » هوا کردن های رژیم را به نام «
فرستادن موشک به فضا » پخش می کرد ، خان جون
نشسته بود کنار من و سرگرم سوزن زدن به تکه
پارچه ای بود . 

حسابی به جوش آمدم وقتی تلویزیون به گونه
ای مضحک داشت این خبر را پخش می کرد .
ناگهان بیخودی زدم روی میز و گفتم « احمق
ها خیال می کنند با دسته کورها طرفند . گندم
و برنج و روغن و هزار کوفت را از خارج وارد
می کنند ، به گدایی افتاده اند واسه چند
لیتر بنزین چون نتوانسته اند یک پالایشگاه
بسازند توی سی سال ، توی تولید مواد اولیه
دارو ها عینهو خر توی گل وامانده اند ،
آنوقت واسه ما پز فشفشه می دهند . همین
موبایل را که از طریق آن فرمان های بگیر و
ببند صادر می کنند ، همان دیفرانسیل و
موتور اتومبیل هایی که  اوباش را توی اش می
نشانند و آوار می کنند روی سر مردم – که
تکه پاره شان کنند - حتا همان کاسه توالت
دخمه های جنایتکاری شان را هم فرنگی ها
برایشان می سازند . همه ابزارهای مربوط به
همین تلویزیون کوفتی شان ، از خارج می آید
؛ سنگ قبر را هم از چین می آورند و سجاده و
مُهر را از کُره . اگر غربی ها واقعا تصمیم
بگیرند این ها را تحریم کنند ، نمی دانند
چه خاکی به سرشان بریزند . سنگ روی سنگ بند
نخواهد شد و آجر بر دیوار . آن وقت هر چند
وقت یک بار فشفشه می فرستند هوا و اسمش را
می گذارند دستاوردهای علمی و تکنولوژیک
دانشمندان مسلمان کشور و یک « مافنگی »
مدرک قلابی می آید و درباره آن داد سخن می
دهد .  

کفرم حسابی بالا آمده بود . رو به تلویزیون
داد زدم : « ای خاک عالم بر سرتان . شماها
اگر راست می گویید ، بروید یک اتومبیل
بسازید ، یک موتورسیکلت  یا حتا یک دوچرخه
که یک پیچ اش هم از خارج نیامده باشد و پژو
فرانسه و بنز آلمان و فلان کارخانه چین و
کره کمکتان نکرده باشند . ماشین آلات سنگین
که سهل است ، بروید یک مته بسازید ، یک مته
که بشود بدنه همان دوچرخه فکسنی را با آن
سوراخ کرد ؛ بعد بیایید اراجیف ببافید . 

وقتی داشتم هوار می کشیدم ، نگاهم به خان
جون افتاد که داشت از بالای عینک مرا می
پایید . سری تکان داد و سوزن توی دستش را
بالا برد و گفت « مادرجون ! این ها این تیکه
آهن صاف فسقلی را هم نمی توانند بسازند ، 
چه رسد به موشک به اون بزرگی . سی سال است
دارند سوزن را از چین می آورند . نخ و پارچه
که جای خود را دارد . پس تو بیخودی خون ات را
کثیف نکن . من که همیشه گفته ام شنونده باید
عاقل باشد . مردم ما دیگه عقلشان می رسد .
فهمیده اند چه کلاهی سرشان رفته و چه
شامورتی بازی هایی سرشان در آورده اند .
فهمیده اند « دجال » یعنی چی و « سوار »
یعنی کی . فهمیده اند چه فرقی هست میان گوهر
و خرمُهره و نباید افتاد دنبال هر کس و
ناکس . فقط تو یادت نره که من هم بیست و دوم
بهمن می خواهم با شماها باشم . می خواهم
بیایم بیرون . می خواهم میان مردم باشم .
توی خیابان و به دست چماقدارهای « سیدعلی
قاتل » بمیرم بهتر که توی رختخواب . همین
بیرون آمدن پرونده همه این تخته حوضی ها و
شامورتی بازی ها را می بندد .همه خسته شدیم
از حرف ، به جای حرف ، باید کاری کرد ! </strong>


---------------------------------------------------------------------------

Link: http://www.iranpressnews.com/source/072317.htm




-- 

The webmaster!

-- 
- New: http://www.IranPressNews.com/zanan/

- New: http://www.IranPressNews.com/javan/


- Baraye daryafte tamame khabarha dar yek email rozaneh 
http://groups.google.com/group/IranPressNews/subscribe?hl=en lotfan gozineye 
"Digest Email" ra tik bezanid
- Baraye Farsi didan View > Encoding > "unicode utf-8" ra dar browser khod 
gozinesh konid

- To unsubscribe from this group, send email to 
[email protected]

رد على